Header Ads Widget

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

چهارشنبه، مرداد ۱۰، ۱۴۰۳

گزارش عفو بین‌الملل: سراسر جهان ، اوج گرفتن شمار اعدامها تا بالاترین تعداد در نزدیک به یک دهه اخیر

گزارش سالانه عفو بین‌الملل

گزارش عفو بین‌الملل: سراسر جهان ، اوج گرفتن شمار اعدامها تا بالاترین تعداد در نزدیک به یک دهه اخیر

عفو بین‌الملل با انتشار گزارش سالانه‌ی خود درباره‌ی استفاده جهانی از مجازات اعدام اعلام کرد که اعدام‌ها با افزایش شدید در سراسر خاورمیانه، به بالاترین میزان خود در نزدیک به یک دهه گذشته رسید.

در سال گذشته در مجموع ۱۱۵۳ مورد اعدام انجام شد که نشان‌دهنده افزایش بیش از 30 درصدی اعدام‌ها نسبت به سال 2022 است و البته این شامل هزاران اعدامی نمی‌شود که گمان می‌رود در چین انجام شده است. از سال ۲۰۱۵ زمانی‌که ۱۶۳۴ اعدام ثبت و شناسایی‌شده، این بالاترین رقم ثبت‌شده از سوی عفو بین‌الملل است. با وجود این افزایش، تعداد کشورهایی که سال ۲۰۲۳ در آن‌ها اعدام انجام شد به کمترین میزان ثبت‌شده در تاریخ ثبت این آمار نزد عفو بین‌الملل رسید.

آگنس کالامارد، دبیرکل عفو بین‌الملل گفت: «افزایش چشمگیر شمار اعدام‌های ثبت‌شده عمدتا ناشی از اقدامات ایران بود. مقامات جمهوری ‌اسلامی بی‌اعتنایی کاملی نسبت به جان انسان‌ها از خود نشان دادند و اعدام‌ها برای جرائم مرتبط با مواد مخدر را افزایش دادند که یک بار دیگر تاثیر تبعیض‌آمیز مجازات اعدام بر جوامع به حاشیه‌رانده شده و فقیر ایران را برجسته می‌کند. علی‌رغم عقب‌گردهایی که امسال به‌خصوص در خاورمیانه شاهد آن بودیم، کشورهایی که همچنان اعدام را انجام می‌دهند به طور روزافزون منزوی می‌شوند. کارزارهای ما علیه این مجازات منزجرکننده کارساز بوده است. ما تا زمان پایان دادن به مجازات اعدام، ادامه خواهیم داد.»

پنج کشور با بیشترین شمار اعدام در سال ۲۰۲۳، چین، ایران، عربستان سعودی، سومالی و آمریکا بودند. ایران به تنهایی ۷۴ درصد از اعدام‌های شناسایی شده و در همان حال عربستان سعودی 1۵ درصد از اعدام‌های شناسایی‌شده را به خود اختصاص داده‌اند. سومالی و آمریکا هم در سال ۲۰۲۳ شمار فزاینده‌ای از اعدام‌ها را انجام دادند.

در سال ۲۰۲۳، شمار احکام اعدام شناسایی شده در جهان، ۲۰ درصد افزایش داشت و در مجموع به ۲۴۲۸ مورد رسید.

ثبت بیشترین تعداد اعدام از سا ل 2۰۱۵ تاکنون در نتیجه شدت گرفتن شمار اعدامها در ایران

عفو بین‌الملل: بیشترین اعدام‌ها در ایران بوده است.

در گزارش عفو بین‌الملل  آمده است که در سال گذشته در ایران ۸۵۳ نفر اعدام شده‌اند.

عفو‌‌ بین‌الملل می‌گوید احکام اعدام پس از اعتراضات سراسری در ایران اوج بی‌سابقه‌‌ای گرفته و تنها در سال ۲۰۲۳ میلادی ۸۵۳ نفر در این کشور اعدام شدند. این سازمان از جامعه جهانی و دولت آلمان خواست حکومت ایران را پاسخگو کنند.

عفو بین‌الملل استفاده وسیع از مجازات اعدام در جرایم مربوط به مواد مخدر را آن هم در "روندهای دادرسی به شدت ناعادلانه"، "سوء‌استفاده آشکار از قدرت" دانسته است.

گزارش تاکید می‌کند که طبق قوانین بین‌المللی، مجازات اعدام هرگز نباید برای جرایم مواد مخدر تعیین شود. این اعدام‌ها اغلب به صورت مخفیانه و بدون اطلاع خانواده‌ها و وکلا انجام شده است.

عفو بین‌الملل از مقام‌های جمهوری اسلامی خواست، مجازات اعدام را لغو کنند و به "محاکمات ساختگی" پایان دهند. این سازمان از جامعه جهانی و دولت آلمان نیز می‌خواهد، از "تعلیق اعدام با هدف لغو نهایی" مجازات اعدام دفاع کنند.

در بیانیه عفو بین‌الملل درباره اعدام آمده است: در جهان جهش عظیم اعدام‌های ثبت‌شده در درجه اول مربوط به رژیم ایران است

ایران

عفو بین‌الملل: مقامات رژیم ایران استفاده از مجازات اعدام را برای القای ترس در مردم و تشدید کنترل خود بر قدرت را افزایش داده‌اند.

عفو بین‌الملل: مصونیت سازمان‌یافته عاملان و آمران جنایات علیه بیشریت در ایران هنوز برقرار است

عفو بین‌الملل در بیانیه مطبوعاتی خود درباره اعدام در جهان، درباره افزایش جهش گونه اعدامها در ایران تحت حاکمیت آخوندها نوشت:

«جهش عظیم اعدام‌های ثبت‌شده در درجه اول مربوط به رژیم ایران بود». «مقامات رژیم ایران بی‌توجهی کامل به جان انسان‌ها را نشان دادند و اعدامها را برای جرایم مرتبط با مواد مخدر تشدید کردند، که بیشتر بر تأثیر تبعیض‌آمیز مجازات اعدام بر حاشیه‌نشین‌ترین و فقیرترین جوامع ایران تأکید کرد. مقامات رژیم ایران با اجرای اعدام در سراسر کشور، استفاده از مجازات اعدام را برای القای ترس در مردم و تشدید کنترل خود بر قدرت افزایش دادند. حداقل ۸۵۳ نفر اعدام شدند که نشان‌دهنده افزایش ۴۸ درصدی نسبت به ۵۷۶ نفر در سال ۲۰۲۲ است». این اعدامها به‌طور نامتناسبی بر اقلیت قومی بلوچ ایران که ۲۰ درصد اعدام‌های ثبت شده را تشکیل می‌دهند تأثیر گذاشت حداقل ۲۴ زن و حداقل پنج نفر که در زمان جرم کودک بودند اعدام شدند.

در ادامه بیانیه عفو بین‌الملل آمده است: «از اعدام‌های ثبت‌شده در ایران، حداقل ۵۴۵ مورد به‌طور غیرقانونی برای اعمالی که طبق قوانین بین‌المللی نباید منجر به مجازات اعدام شود، از جمله جرایم مرتبط با مواد مخدر، سرقت و جاسوسی انجام شده است. اعدام برای جرایم مربوط به مواد مخدر افزایش یافته و ۵۶ درصد از اعدام‌های ثبت شده در سال ۲۰۲۳ را تشکیل می‌دهد که نسبت به ۲۵۵ اعدام ثبت شده در سال ۲۰۲۲، ۸۹ درصد افزایش داشته است».

اعدام زنان و کودکان

در این میان در ایران همراه با اوج‌گیری اعدام‌ها، اعدام زنان و کودکان همچنان ادامه دارد، این در حالی است که رژیم دیکتاتوری مذهبی، بیانیه عدم اعدام کودکان را امضاء کرده است.

۱۰ زن در این مدت اعدام شده‌اند.

۴ زن به اتهام قتل عمد و ۶ زن به اتهام جرایم مرتبط با مواد مخدر اعدام شده‌اند. همچنین یک کودک به نام رامین سعادت اهل میاندوآب به اتهام قتل عمد اعدام شده است.  

اعدام زنان در ایران یک امر عادی است

کشته شدن اسماعیل هنیه در تهران، یک رسوایی امنیتی برای علی خامنه‌ای

اسماعیل هنیه، رهبر سیاسی حماس


.اسماعیل هنیه در قلب تهران با شلیک موشک ترور و کشته شد


درست یک روز بعد از انتشار تصویر اسماعیل هنیه، رئیس دفتر سیاسی حماس، با مسعود پزشکیان، خبر کشته شدن او در قلب تهران بسرعت منتشر شد.

خبری که با انتشار آن یک ابهام و سؤال بزرگ برای همه ایجاد شده است: اسرائیل چه مقدار نفوذ در حاکمیت نظام آخوندی دارد که بسرعت خانه و محل استراحت هنیه را که قبلتر متعلق به بیماران بود، کشف و بعد هم مورد هدف موشک قرار داد.

کشته شدن اسماعیل هنیه در ایامی اتفاق افتاد که به‌دلیل برگزاری مراسم تنفید مسعود پزشکیان رئیس جمهور جدید علی خامنه‌ای آن‌هم در تهران و در شرایط امنیتی ویژه‌ای به سر می‌برد و مقامات نیز به‌دلیل «گرمای هوا»، کشور را در شرایط نیمه‌تعطیل قرار داده بودند.

بسیاری از روزنامه‌های تهران صفحه‌های اول خود را که پیش از ترور بسته بودند، با انتشار تصاویر هنیه و پزشکیان در آغوش همدیگر، تیتر زده بودند:‌ «قسم به مقاومت»، «سوگند به مقاومت»، «تحلیف به رنگ مقاومت» و «فریاد ضدصهیونیستی رئیس‌جمهور«

اسماعیل هنیه و مسعود پزشکیان رئیس جمهور علی خامنه‌ای در تهران

تنها یک روز قبل، انتشار تصاویر و دیدار و روبوسی گرم هنیه با پزشکیان در صحن علنی مجلس از سوی شماری از کاربران نزدیک به حکومت با تیتر تبلیغاتی «جبهه مقاومت در آغوش امن ایران»، بارها در فضای مجازی فارسی‌زبان بازنشر شد.

اما در اندک مدتی مشخص شد که جمهوری اسلامی نتوانسته «آغوشی امن» برای این رهبر حماس باشد؛ کسی که از او به عنوان نفر دوم گروه افراطی حماس که از سوی اروپا و آمریکا در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دارد، یاد می‌شود و اسرائیل سال‌ها به‌دنبال ترور او بود.

فارغ از حذف یکی از مهم‌ترین رهبران گروهی که جمهوری اسلامی از آن‌ها به عنوان «جبهه مقاومت» یاد می‌کند، ضعف امنیتی که منجر به موفقیت حمله در تهران شده، آن هم در روزی که ده‌ها مهمان خارجی در ایران بودند، بیش از هر چیز دیگری می‌تواند اهمیت داشته باشد.

ترور قاسم سلیمانی و دیگر فرماندهان بلندپایه سپاه اگرچه برای جمهوری اسلامی دردآور بود، اما دست‌کم در داخل ایران رخ نداد و همواره توجیهاتی ازجمله همکاری برخی افراد «خائن خارجی» با «دشمن» دربارهٔ آن‌ها وجود داشت.

کشتن اسماعیل هنیه حتی از جنس حذف هدفمند «دانشمندان و چهره‌های هسته‌ای» جمهوری اسلامی چون مجید شهریاری، مصطفی احمدی روشن، مسعود علیمحمدی، و محسن فخری‌زاده و دیگران طی سال‌های ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۰ هم نبود، چرا که این افراد در ایران زندگی و کار می‌کردند. اما اسماعیل هنیه به‌عنوان یک مهمان خارجی و یک چهره مهم «مقاومت» که قطعاً باید از سطح بالای محافظت برخودار می‌بود، هدف حمله‌ای موفقیت‌آمیز قرار گرفت و کشته شد.

منزل اسماعیل هنیه در تهران که مورد اصابت موشک قرار گرفت

منزل اسماعیل هنیه در تهران که مورد اصابت موشک قرار گرفت




دوشنبه، مرداد ۰۸، ۱۴۰۳

روز ۷ مرداد۱۳۶۰، روز پرواز مسعود رجوی از تهران به پاریس

روز ۷ مرداد۱۳۶۰، روز پرواز مسعود رجوی از تهران به پاریس

۷ مرداد ماه ۱۳۶۰ روز پرواز تاریخ‌ساز مسعود رجوی

در پی قیام و انقلاب مردم ایران در سال ۱۳۵۷ رژیم پهلوی سرنگون شد، ولی بدلیل اینکه محمدرضا پهلوی، کلیه انقلابیون و رهبران آنها را طی سالهای قبل یا کشته و یا زندانی کرده بود، در واقع فرصت را برای میوه‌چینی تاریخی خمینی فراهم کرد و او به رهبری جنبش و قیام رسید و با سرنگونی شاه، بصورت واقعی رهبر بلامنازع در ایران شد و در واقع آمد تا کار نیمه تمام شاه در کشتار انقلابیون را کامل کند.

بدلیل ماهیت ارتجاعی شخص خمینی و همچنین نیروهای حامی او که عموما آخوند‌های سازش‌کار با دربار شاه و یا بازاریان واسطه‌گر و تجارت‌پیشه بودند، آینده این رژیم هم پیشاپیش روشن بود که بدلیل عدم هم‌خوانی‌اش با تاریخ و مردم ایران، نهایتی جز سرنگونی ندارد و اولین کسی‌که این ماهیت و آینده را تشخیص داد، مسعود رجوی، رهبر مجاهدین بود که در ۳۰ دیماه ۱۳۵۷ و همزمان با انقلاب ضدسلطنتی از زندان آزاد شده بود.

همزمان با ربودن و اوج‌گیری قدرت توسط خمینی، نیروهای ترقی‌خواه آن زمان دست به عصیان در اشکال گوناگون علیه نظام ارتجاعی خمینی زدند که رهبری این عصیان‌ها و تظاهرات توسط دو گروه چریک‌های فدایی خلق و سازمان مجاهدین خلق شکل گرفت.

از آنجا که جامعه‌ ایران ویژگی‌های خاص خودش را داشت و سازمان مجاهدین از همان بدو بنیانگذاری این ویژگی‌ها را بدرستی تشخیص داده بود، توانست در مقابل اسلام‌پناهی کاذب خمینی، به خوبی او را رسوا کرده و در نتیجه رهبری نیروهای ضدارتجاعی را کسب کند.

در پی تصویب قانون اساسی آخوندی که در آن اصل ولایت فقیه به مثابه کسی‌که تمامی امور در دست او خواهد بود و کاملا مشخص بود که خبر از یک دیکتاتوری جدید در پوشش دین دارد، سازمان مجاهدین در تصویب قانون اساسی خمینی شرکت نکرد و بدین وسیله به این قانون و شخص خمینی نه گفت.

به مرور و با اوج‌گیری تظاهرات علیه سیاست‌های خمینی،  نیروهای آزادی‌خواه و ضدارتجاعی حول سیاست‌های سازمان مجاهدین به یک همبستگی رسیدند که بهترین شاخص آن، زمانی بود که مسعود رجوی اعلام کاندیداتوری برای اولین دوره ریاست جمهوری کرد که با حمایت و اقبال عمومی گروه‌ها و سازمانهای آزادیخواه روبرو شد ولی خمینی که متوجه شد تهدید قریب الوقوع رئیس جمهوری مسعود رجوی زیاد است یک فتوا داد« هر کس در انتخابات قانون اساسی شرکت نکرده است حق کاندیداتوری برای ریاست جمهوری ندارد» و بدین وسیله مسعود رجوی مجبور به عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری شد ولی مبارزه سیاسی-اجتماعی با خمینی و رژیمش ه تنها کم نشد بلکه شدت بیشتری گرفت، تا در بهار سال ۱۳۶۰ دیگر خمینی که از هرگونه سازش مجاهدین با خودش ناامید شد، دست به سلاح برد و در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تظاهرات نیم میلیونی مردم در تهران را به خون کشید.

حمایت حزب دمکرات کردستان از کانیداتوری مسعود رجوی برای ریاست جمهوری 

با این حرکت خمینی، دیگر مبارزه مسلحانه با رژیمی که همه راه‌های مسالمت‌آمیز را به روی کلیه نیروهای مترقی بسته بود، مبارزه مسلحانه در مقابل این رژیم مشروعیت پیدا کرد.

به موازات حاکمیت یافتن خمینی و آخوندها در سال ۱۳۵۸، مجاهدین و شخص مسعود رجوی هم حول تشکیل یک جبهه مترقی علیه خمینی اقدام کردند و این حرکت ادامه داشت تا اینکه در ۳۰ تیر سال ۱۳۶۰ که همزمان بود با سالگرد قیام مردم ایران علیه رژیم شاه و برگرداندن دکتر مصدق به نخست‌وزیری، مسعود رجوی هم تشکیل شورای ملی مقاومت را در تهران اعلام کرد و برای اولین بار در تاریخ ایران یک جبهه مردمی متشکل از نیروهای مترقی و آزادی‌خواه با مشی سرنگونی رژیم دیکتاتوری حاکم بر ایران که رژیم آخوندی بود شکل گرفت.

اما از آنجایی که ایران تحت حاکمیت ترور و اختناق و سرکوب شدید بود، ماندن رهبری جنبش در ایران بمثابه یک خودکشی فیزیکی -  سیاسی بود و برای اینکه این جبهه ماندگار بماند، سازمان مجاهدین تصمیم گرفت که مسعود رجوی را از سلطه دیکتاتوری برای ادامه نبرد در فرازهای بعدی به خارج از کشور بفرستد و بهمین دلیل در شب ۷ مردادماه ۱۳۶۰ با یک پرواز خطرناک و پر ریسک از پایگاه یکم شکاری در تهران با یک فروند هواپیمای نظامی بوئینگ ۷۰۷ متعلق به نیروی هوایی ایران، که بر عهده سرهنگ خلبان بهزاد معزی بود به سمت پاریس پرواز کرد.

سرهنگ خلبان، بهزاد معزی، خلبان پرواز مسعود رجوی از تهران به پاریس

 و این پرواز را باید در میان رخدادهای مهم تاریخ ایران گذاشت، چرا که با این پرواز امکان ضروری برای برپاساختن جایگزین سیاسی رژیم آخوند و آلترناتیو دمکراتیک و مستقل سیاسی فراهم گردید، چیزی که خواست‌های بسیاری از مردم ایران در ان نهفته است و هم‌چنین امیدهای جبهه خلق و نیروهای ترقی‌خواه زنده و ماندگار شد و با این پرواز ابتدا مسعود رجوی دیواره‌ای از کارهای بین‌المللی در مقابل تنور جنگی خمینی برپا کرد و سپس با فراهم کردن شرایط سیاسی بعدی، امکان پرواز به عراق و برپایی ارتش آزادی‌بخش ملی مهیا شد، همان ارتشی که با انجام صد عملیات جنگی، زهر آتش‌بس را به حلقوم خمینی ریخت و باعث مرگ او شد.

پروازی که بدلیل ریسک‌پذیری بالای آن توسط رهبری مقاومت، توانست بالاترین دست‌آوردهای سیاسی را هم برای مقاومت و آلترناتیو شورای ملی مقاومت بدست آورد و با بیش از ۴۳ سال ماندگاری در صحنه سیاسی و شدت یافتن فعالیت‌های آن چه در داخل و چه خارج ایران، همچنان دشمن شماره یک و کابوس رژیم آخوندها در موضوع سرنگونی می‌باشد.


ده ماده‌ای مریم رجوی برای یک ایران دمکراتیک- قسمت دوم:برقراری دموکراسی با حق رأی عمومی برای آینده ایران

برقراری دموکراسی با حق رأی عمومی برای آینده ایران

ده ماده‌ای مریم رجوی برای یک ایران دمکراتیک- قسمت دوم:برقراری دموکراسی با حق رأی عمومی برای آینده ایران 

حاکمیت دیکتاتوری آخوندی، حق حاکمیت مردم را که حیاتی‌ترین حق مردم ایران است، از آنان ربوده است. طبق نخستین ماده برنامه شورای ملی مقاومت ایران، دولت موقت برآمده از مقاومت «اساساً وظیفه انتقال حاکمیت به مردم ایران» را به‌عهده دارد.

شورای ملی مقاومت ایران

انتقال حاکمیت به مردم ایران

این وظیفه، باید حداکثر ضمن ۶ ماه پس از سرنگونی رژیم آخوندها، با تشکیل «مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی»، از طریق انتخابات آزاد، با رأی عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی مردم ایران، به انجام برسد. به محض تشکیل «مجلس مؤسسان و قانونگذاری ملی» و اعلام آمادگی این مجلس برای تقبل مسئولیت‌ها و وظایفش، دولت موقت، استعفای خود را به این مجلس تقدیم می‌کند.

قدرت و حاکمیت از آن جمهور مردم ایران است.

شاخص و تنها معیار، رأی آزادانه، مستقیم، مساوی و مخفی مردم ایران است.

شورا وظیفه‌ خود را انتقال حاکمیت به‌‌ مردم ایران می‌داند. برنامه شورا حق تصمیم‌گیری و تعیین سرنوشت توسط مردم را به‌رسمیت شناخته و اعلام کرده است که «احراز حاکمیت مردمی… ارزشمندترین ره‌آورد مقاومت عادلانه مردم ایران است».
و لازمه حاکمیت مردم، «تأمین و تضمین هر چه بیشتر وسایل، امکانات و طرق دخالت و مشارکت همه مردم در اخذ و اجرای تصمیمات است».
در واقع روح اساسی برنامه شورا، چکیده طرح‌ها و مصوبات‌اش و مضمون مهم‌ترین موضع‌گیری‌ها و بیانیه‌هایش در یک کلام، اصل حاکمیت مردم، به جای حاکمیت و ولایت شیخ و شاه است.

 

انتخابات آزاد

مریم رجوی: قانون اساسی ما آزادی، دموکراسی و برابری است. ما در پی بنای یک جامعه آزاد و دموکراتیک هستیم.

ماده اول طرح ده ماده‌ای مریم رجوی


یک قرن پیش، مجاهدان مشروطه در پی «عدالت، حریت، مساوات و اتحاد» بودند. سپس مصدق بزرگ به‌پاخاست که می‌گفت «مقصود این است که مردم در نیک و بد امور شرکت کنند و مقدرات مملکت را به‌دست گیرند».
آنگاه فدایی‌ها و مجاهدین و دیگر پیشتازان مبارز، برای سقوط دیکتاتوری پیشین راه گشودند و حالا مقاومت ما با کهکشان شهیدانش، از اشرف و موسی تا صدیقه وندا و زهره و گیتی برای انتخاب آزادانه یکایک مردم ایران به‌پا‌خاسته ‌است.
ما نظام استبدادی حاکم را باطل اعلام کرده‌ایم، ما دین اجباری و زن‌ستیز را باطل اعلام کرده‌ایم، ما قانون اساسی ولایت فقیه را باطل اعلام کرده‌ایم.

قانون اساسی ما، آزادی، دموکراسی و برابری است.

قانون اساسی ما نه در مصوبات خبرگان جنایت، بلکه امروز در قلب یکایک ایرانیان حک شده و فردا توسط مؤسسان منتخب مردم نوشته خواهد شد.
مبنای این قانون، یک جمهوری آزاد، بردبار و پیشرفته است، مبنای آن کثرت‌گرایی و جدایی دین و دولت، برابری زن و مرد و مشارکت فعال و برابر زنان در رهبری سیاسی است. اصول ما برابری حقوق ملیت‌ها‌ و اقلیت‌های مذهبی و جامعه‌یی بدون شکنجه و اعدام است.

ما از روز اول گفتیم و حالا بازهم تکرار می‌کنیم که به محض این که ملاها یک انتخابات آزاد را به شرط این که انتخابات تحت نظر ملل متحد باشد، بلادرنگ آن را می‌پذیریم و دیگر مقاومت موضوعیتی ندارد.
مقاومت ایران 
اعلام کرده که با شاخص انتخابات آزاد حرکت می‌کند و در برابر ملایان هم با همین شاخص تنظیم رابطه می‌کند. یعنی با شاخص انتخابات آزاد بر اساس اصل حاکمیت مردم و نه ولایت فقیه و هژمونی آخوندها که در قانون اساسی آن‌ها تصریح شده است.
مریم رجوی: ما بارها گفته‌ایم که یک انتخابات آزاد، تحت نظر ملل‌متحد یا هر ارگان ذیصلاح بین‌المللی دیگر را می‌پذیریم

  

جمعه، مرداد ۰۵، ۱۴۰۳

طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای یک ایران دمکراتیک

 

مریم رجوی، رئیس جمهور دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران

طرح ده ماده‌ای مریم رجوی برای یک ایران دمکراتیک

بیش از صد سال است که مردم ایران با انقلابات و قیام‌های فراوانی شور و اشتیاق و لیاقت خود را بعنوان یک ملت پیشرفته برای داشتن یک کشور دمکراتیک با آزادی‌های فردی بیان کرده‌اند و برای این حق‌شان، از انقلاب مشروطه، تا قیام‌های آزادی‌خواهانه مثل شیخ محمد خیابانی و یا کلنل پسیان تا قیام جمهوری‌خواهانه سردار جنگل، میرزا کوچک خان خون‌های بسیاری پرداخته‌ و فداکاری‌های بسیاری کرده‌اند و حتی در دوران دکتر مصدق که با رأی اکثریت مردم به‌عنوان نخست‌وزیر انتخاب شد و اولین دولت ملی در ایران روی کار آمد، باز هم مردم در ۳۰ تیر سال ۱۳۳۱ با قیام و شورش علیه کودتای ننگین محمدرضا پهلوی، با رأی دوباره آن‌هم با نثار خونشان به دکتر مصدق رأی اعتماد دادند و دولت دکتر مصدق می‌توانست یک دولت بورژوازی ملی را تشکیل دهد تا راه برای رشد ملی و اقتصادی ایران همچون ژاپن و کره جنوبی هموار شود، ولی محمدرضا پهلوی که همچون پدرش رضاخان میرپنج که توسط استعمار انگلیس روی کار آمده بود، با قیام مردم مجبور به فرار به ایتالیا شده بود و این‌بار با دخالت مستقیم امریکا و بوسیله سیا و مزدوران اجاره‌ای و محلی خود مانند شعبان بی‌مخ و یا آخوندهای درباری مانند آیت‌آلله کاشانی، کودتای دیگری را علیه دکتر مصدق ترتیب دادند و شاه را دوباره به ایران برگرداندند و برای ۲۵ سال دیگر حاکمیت ارتجاع پهلوی بود که بر ایران حکومت می‌کرد.

شاه که البته توان حل تضادهای اجتماعی ایران را هم‌پا با درآمد نفتی و ارتقاء یافتن سطح خواسته‌های مردم نداشت، دست به سرکوب زد بطوریکه اولین گروه‌ها با مشی مبارزه مسلحانه و ایدئولوٰژی انقلابی مانند مجاهدین و چریک‌‌های فدایی خلق در ایران شکل گرفتند و از این پس بود که شکل مبارزه در ایران از مسالمت‌آمیز ، به قهرآمیز روی آورد که البته این‌هم ناشی از سرکوب‌های وحشیانه محمدرضا پهلوی توسط ساواک بود.

اما در نهایت این مردم ایران بودند که در قیام و انقلاب ضدسلطنتی سال ۱۳۵۷ توانستند برای همیشه حکومت پهلوی را خلع و سرنگون و از ایران اخراج کنند، ولی استعمار که بیکار ننشسته بود و می‌دانست با بوجود آمدن یک ایران مستقل در خاورمیانه، بصورت دومینو کشورهای منطقه در آینده‌ای نه چندان دور دچار دستخوش تغییر خواهند شد، در یک کنفرانس در گوادولوپ، به رهبری امریکا و با جلوداری برژنسکی به این نتیجه رسیدند که این‌بار هم باید انقلاب ایران را از مسیر اصلی‌اش خارج کنند و بهترین وسیله و بهترین شخص برای این‌کار، شخص خمینی بود که با توجه به سابقه مخالفت نه‌چندان جدی با شاه و همچنین داشتن افکار ضدترقی‌خواهانه و در واقع افکار ارتجاعی بهترین وسیله برای گمراه کردن مسیر انقلاب دمکراتیک ایران و سرکوب نیروهای مترقی می‌باشد، بهمین منظور در سازشی که ارتش شاه به راهنمایی ژنرال هویزر با خمینی داشت، در یک حرکت نمادین، حکومت به شخص خمینی و دم و دنبال‌چه‌های او منتقل شد و او هم از همان آغاز دست به سرکوب مردم ایران زد، از سرکوب ترکمن‌صحرا تا کردستان و بعد هم برافروختن جنگ ضدمیهنی علیه عراق، راه را برای سرکوب خشونت‌بار نیروهای انقلابی هموار کرد و از تابستان سال ۱۳۶۰ دست به کشتار عمومی در کوچه و خیابان و زندان زد.

ولی در مقابل این توطئه‌های استعمار و ارتجاع، از همان آغاز یک نیرو و یک سازمان بود که به ماهیت ارتجاعی خمینی و حکومتش پی برد و فهمید که در ناصیه این حکومت چیزی جز سرنگونی نخوابیده است و آن‌هم سازمان مجاهدین خلق ایران به رهبری مسعود رجوی بود، که در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی همه جا مقابل رژیم دیکتاتوری مذهبی خمینی ظاهر شد و بعنوان تنها نیروی اصلی بازدارنده این رژیم شناخته شد، بطوریکه بعداِ با تشکیل ارتش ازادیبخش تنور جنگی خمینی را هم گل گرفت و خمینی را وادار به خوردن جام زهر کرد.

وجه پایه‌ای دیگر که رژیم خمینی بر‌ آن بنا شده بود، سرشت زن‌ستیزانه آن، بدلیل ارتجاع مذهبی بود که بر این رژیم حاکم بود، بهمین دلیل در جبهه مقابل خمینی، زنان بسیاری در مقابل او قد برافراشتند و آنها امید خودشان را در سازمان مجاهدین خلق یافتند و بدان روی آوردند که تعداد زیادی در زندانها شکنجه و اعدام شدند و آنچه که باقی ماندند روانه ارتش ازادی‌بخش به‌مثابه تنها ظرف اصلی برای مقابله با این رژیم زن‌ستیز شتافتند و از آنجا که هر حرکت تکاملی در ابتدا بصورت کمی است و در نقطه‌ای بصورت کیفی بارز می‌شود. مبارزه زنان ایران هم بعد از هزاران زندانی و اعدامی  مبارز و مجاهد، در نقطه کیفی در زنی به اسم مریم رجوی متبلور شد، زنی که بدلیل انتخابگر بودنش، از همه وابستگی‌های پیشین به جامعه استعماری و استبدادی گسسته است و همه مجاهدین را به این راه   فرا می‌خواند تا هرچه زودتر و بهتر رژیم پوسیده و ارتجاعی ملاها را سرنگون سازند.

برسمیت شناخته شدن بین‌المللی مریم رجوی بعنوان رئیس جمهوری دوران انتقال


او با انقلابش، که مجاهدین به آن انقلاب ایدئولوژیک می‌گویند، به همه مجاهدین و هوادارانشان می‌آموزد که تنها راه برای سرنگونی، پرداخت هرآن چیزی است که انسان‌ها در زندگی آن را دوست دارند و تا وقتی از همه چیز خودشان در مبارزه برای آخوندها نگذرند، شایسته پیروزی نیستند و بدینسان کل مجاهدین را دچار یک تحول شگرف کرد.

انسان انتخابگر چه کسی‌ است؟

 برتراند راسل در کتاب« چرا مسیحی نیستم» می‌گوید« همه ما تقریبا بصورت ارثی مذهبی را که در خانواده‌مان رایج بوده، پذیرفته و به آن پای‌بند هستیم، پس کسی می‌تواند آزاد از هر مذهب موروثی باشد که به آن پشت کند»

اما مریم رجوی در عین اثبات این حرف، آنرا کاملاِ نفی می‌کند، او ابتدا با نقی هر نوع وابستگی مذهبی در جوانی‌اش، با آشنا شدن با سازمان مجاهدین که سازمانی است براساس اسلام انقلابی و مترقی، دوباره مذهب را بصورت ترقی‌خواهانه و جدا از وابستگی‌های قدیم خانوادگی انتخاب می‌کند و بدین‌سان است که بعنوان زنی مترقی، انقلابی، از خودش انسانی با اهدافی والا و ارزش‌هایی والا می‌آفریند و در عین حال این آفرینش را هم در دیگران بوجود می‌آورد و بدلیل این ماهیت وجودی‌اش هست که هر انسانی که با او رودر رو می‌شود، جز اذعان به کرامت،شرافت، شجاعت و طهارت و فداکاری همه چیز او برای آزادی ایران چیزی دیگری نمی‌بیند.

و بدلیل داشتن همین ارزش‌هاست که می‌تواند جامعه‌ای منطبق بر ارزشهای کسب شده خودش که دیگر هیچ نشانه‌ای از جامعه گذشته ندارد به‌وجود بیاورد.

و با این سابقه بود که مریم رجوی در تابستان داغ ۱۳۷۲ توسط شورای ملی مقاومت بعنوان رئیس جمهور دوران انتقال حاکمیت به مردم بعد از سرنگونی رژیم خمینی برگزیده شد و مشروعیت این برگزیده شدنش، البته ناشی از مبارزه خودش و سازمان مجاهدین به رهبری مسعود رجوی بود، زنی که بعداِ کاملا صلاحیت خودش را برای رهبری سازمان مجاهدین و سپس برای رهبری جنبش انقلابی در کنار مسعود رجوی تاکنون ثابت کرده است.

حال با این معرفی و شناسه، می‌توانیم ده‌ماده‌ای او را که معروف به ده ماده‌ای مریم رجوی برای ایران پس از سرنگونی رژیم ملاها می‌باشد بخوانیم و بررسی کنیم.

ده ماده‌ای که از دوست و دشمن، ایرانی و غیرایرانی، به مترقی بودن آن اذعان کرده‌اند و آنها بهترین و کامل‌ترین بیانیه برای ایران آزاد و دمکراتیک پس از سرنگونی دیکتاتوری مذهبی می‌دانند.

 

طرح ده ماده‌ای مریم رجوی

۱برنامه ۱۰ماده‌ای مریم رجوی برای آینده‌ ایران عبارت است از:

۱ـ نه به ولایت فقیه. آری به حاکمیت مردم در یک جمهوری با رأی آزاد و کثرت‌گرا.

۲ـ آزادی بیان، آزادی احزاب، آزادی اجتماعات، آزادی مطبوعات و فضای مجازی

انحلال سپاه پاسداران، نیروی تروریستی قدس، لباس شخصی‌ها، بسیج ضدمردمی، وزارت اطلاعات، شورای انقلاب فرهنگی و همه گشتها و نهادهای سرکوبگر در شهر و روستا و در مدارس، دانشگاهها، ادارات و کارخانه‌ها.

۳ـ تضمین آزادی‌ها و حقوق فردی و اجتماعی طبق اعلامیه جهانی حقوق‌بشر.

انحلال دستگاههای سانسور و تفتیش عقاید، دادخواهی قتل‌عام زندانیان سیاسی، ممنوعیت شکنجه و لغو حکم اعدام.

۴ـ جدایی دین و دولت، آزادی ادیان و مذاهب.

۵ـ برابری کامل زنان و مردان در حقوق سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و مشارکت برابر زنان در رهبری سیاسی، لغو هر گونه تبعیض، حق انتخاب آزادانه پوشش، ازدواج، طلاق، تحصیل و اشتغال. منع بهره‌کشی از زنان تحت هر عنوان.

۶ـ دادگستری و نظام قضایی مستقل طبق معیارهای بین‌المللی مبتنی بر اصل برائت، حق دفاع، حق دادخواهی، حق برخورداری از محاکمه علنی و استقلال کامل قضات. الغاء قوانین شریعت آخوندی و بیدادگاههای انقلاب اسلامی.

۷ـ خودمختاری و رفع ستم مضاعف از اقوام و ملیت‌های ایرانی طبق طرح شورای ملی مقاومت برای خودمختاری کردستان ایران.

۸ـ عدالت و فرصت‌های برابر در اشتغال و در کسب و کار و بازار آزاد برای تمام مردم ایران. احقاق حقوق کارگر و دهقان، پرستاران، کارمندان، فرهنگیان و بازنشستگان.

۹ـ حفاظت و احیای محیط‌زیست قتل‌عام شده در حکومت آخوندها.

۱۰ـ ایران غیراتمی، عاری از تسلیحات کشتار جمعی. صلح، همزیستی و همکاریهای بین المللی و منطقه‌یی.

 


پنجشنبه، مرداد ۰۴، ۱۴۰۳

آنتونيو گرامشي انقلابی بزرگ ایتالیایی ؛ فیلسوف ؛ سیاستمدار و نظريه‌پرداز بزرگ مارکسيست

 

  نگاهی کوتاه به زندگی و اثار آنتونيو گرامشي انقلابی بزرگ ایتالیایی ؛ فیلسوف ؛ سیاستمدار و نظريه‌پرداز بزرگ مارکسيست

آنتونيو گرامشي انقلابی بزرگ ایتالیایی ؛ فیلسوف ؛ سیاستمدار و نظريه‌پرداز بزرگ مارکسيست

آنتونيو گرامشي انقلابی بزرگ ایتالیایی؛ فیلسوف؛ سیاستمدار و نظريه‌پرداز بزرگ مارکسيست، ‌و از رهبران و بنيان‌گذاران حزب کمونيست ايتاليا بود. گرامشی از تئوریسین‌ها و مبارزان ضدسرمایه‌داری است که مشهور و معروف به ابداع تئوری و نظریه و اصطلاح مشهور هژمونی (فرادستی فرادستی فرهنگی) است.

او یکی از مهم­ترین نظریه­پردازان بزرگی است که نظریاتش به شدت بر مطالعات فرهنگی­، مارکسیسم ایتالیا و اروپا تاثیر­گذار بود. آنتونیو گرامشی مبارزی خستگی‌ناپذیر علیه فاشیسم بود.

 موسولینی رهبر حزب فاشیست ایتالیا وی را مغز متفکّر حزب کمونیست ایتالیا می‌شمرد و او بود که باعث شد گرامشی سال‌های بسیاری را در زندان‌های حاکمیت فاشیستی به اسارت بگذراند. در خلال محاکمه‌اش، موسولینی درباره او گفت: «نباید بگذاریم این مغز دیگر فکر کند.»

کولاکوفسکي یکی از سیاستمداران معروف ، گرامشي را بديع‌ترين متفکر نسل کمونيست‌هاي پس از لنين و لنينيسم مي‌داند.

آنتونیو گرامشی
آنتونیو گرامشی بعنوان یک نظریه‌پرداز کمونیستی شناخته می‌شود

آنتونيو گرامشی در بيست‌وهشتم ژانويه 1891در خانواده‌اي از طبقه متوسط به پايين، در جزيره ساردنيا ايتاليا به دنيا آمد. آنتونيو گرامشی گرفتار بيماري سختي شد كه در نتيجه آن تا پايان عمر گوژپشت ماند. وي به سبب قوزي که بر پشت داشت از سوي همکلاسان و دوستانش مورد آزار قرار مي‌گرفت و همين باعث شد تا به انزوا پناه ببرد و به مطالعه تاريخ و فلسفه بپردازد.

او در هنگام کودکي گاهي از مدرسه فرار مي‌کرد تا کمک خرج خانواده‌اش باشد و درنهايت در 9سالگي دبستان را ترک کرد و به کار مشغول شد. بعدا مجددا تحصيلات خود را در رشته زبان‌شناسي ادامه داد و از همين دوران رفت و آمد را به محافل سوسياليست ايتاليا آغاز کرد.

در سال 1911 گرامشي 20 ساله، براي ادامه تحصيل وارد دانشگاه شد و در زمينه علوم‌انساني به تحصيل مشغول شد. اما انتخابات 1913 و جنگ اروپا در ابتداي درس ، گرامشي جوان را به يک سياستمدار حرفه‌اي تبديل کرد.آنچنانکه از سال 1914 براي نشريات سوسياليستي مقاله مي‌نوشت و در ۱۹۱۶ نيز در روزنامه «آوانتي» ارگان حزب کمونيست ايتاليا مشغول به کار شد. گرامشي از خط مشي تشکيل يک بلوک ضد فاشيست پشتيباني مي‌کرد . او در سال ۱۹۲۶، بدليل فعاليت‌هاي انقلابي زنداني شد و دادگاه حکومت فاشيست او را به ۲۰ سال زندان محکوم کرد.

در سی و پنج سالگی ( ماه نوامبر ۱۹۲۶) گرامشی به جرم مخالفت با موسولینی بازداشت و روانه اردوگاه زندانیان سیاسی شد. در سال ۱۹۲۷ گرامشی به زندانی در میلان فرستاده شد و از آنجا به رم منتقل گردید. او به بیست سال حبس محکوم شده بود.

آنتونیو گرامشی در زندان بنیتو موسولینی، دیکتاتور فاشیستی ایتالیا

در سال ۱۹۲۹ بالاخره به گرامشی اجازه نوشتن دادند و هشتم فوریه این سال نخستین تاریخ در «دفترچه یادداشت‌های زندان» اوست. گرامشی حافظه حیرت‌آوری داشت. در طول سال‌های زندان به او اجازه نمی‌دادند کتاب‌های کمونیستی بخواند و به این ترتیب هر نقل قولی که در نوشته‌هایش آورده، خصوصاً نقل قول‌های مربوط به آثار مارکس، عبارت است از تعبیراتی که (تقریباً به طور دقیق) به خاطر می‌آورده است.

سرانجام در بیست و هشتمین روز آوریل ۱۹۳۷ آنتونیو گرامشی در سن 46سالگي پس از سال‌ها تحمل زندان و مصائب بسيار درگذشت و از اين رو است که او را در جنبش چپ به عنوان «شهيد جنبش» ارج مي‌نهند. خواهرزنش، تاتیانا، هر ۳۳ کتاب او را به صورت قاچاق از زندان برای انتشار خارج کرد.

آنتونیو گرامشی بعنوان یک شهید جنبش چپ
آنتونیو گرامشی بعنوان یک شهید جنبش چپ




Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More

 
Design by Free WordPress Themes | Bloggerized by Lasantha - Premium Blogger Themes | coupon codes