Header Ads Widget

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

دوشنبه، دی ۰۸، ۱۴۰۴

پیام مسعود رجوی - ۷ دی ۱۴۰۴

پیام مسعود رجوی - ۷دیماه ۱۴۰۴ 

پیام مسعود رجوی ۷دیماه
پیام مسعود رجوی ۷دیماه


بهرام بیضایی؛ کارگردان سینما و تئاتر در تبعید درگذشت

درگذشت بهرام بیضایی؛ کارگردان سینما و تئاتر در تبعید
 درگذشت بهرام بیضایی؛ کارگردان سینما و تئاتر در تبعید

 روایت سانسور، مقاومت فرهنگی و مهاجرت اجباری یک متفکر هنری

از شکل‌گیری اندیشه نمایشی تا حذف سیستماتیک در جمهوری اسلامی و تداوم خلاقیت در تبعید

مقدمه

بهرام بیضایی یکی از شاخص‌ترین چهره‌های فرهنگ و هنر معاصر ایران است؛ هنرمندی که مسیر حرفه‌ای او همواره در تنش با قدرت سیاسی، سانسور ساختاری و حذف سیستماتیک اندیشه انتقادی قرار داشته است. جایگاه بیضایی در تاریخ سینمای ایران و تئاتر ایران صرفاً به‌عنوان یک کارگردان یا نمایشنامه‌نویس قابل تعریف نیست، بلکه او را باید به‌مثابه متفکری فرهنگی دانست که هنر را به عرصه‌ای برای بازخوانی تاریخ، اسطوره، هویت و خشونت سیاسی بدل کرد.

این مقاله با تمرکز بر زندگی، آثار و تجربه تبعید بیضایی، تلاش می‌کند تصویری مستند از نسبت میان هنر، قدرت و مقاومت فرهنگی در ایران معاصر ارائه دهد؛ نسبتی که در آن، سانسور هنرمندان در ایران نقشی تعیین‌کننده در مسیر خلاقیت و سرنوشت هنرمند ایفا کرده است.

بهرام بیضایی در تبعید

بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامه‌نویس مشهور ایرانی است که پس از ممنوعیت بسیاری از آثارش در ایران و بازجویی توسط نیروهای امنیتی، مجبور به مهاجرت به ایالات متحده شد. تجربه تبعید بیضایی نه یک انتخاب داوطلبانه، بلکه نتیجه مستقیم فشارهای امنیتی، حذف حرفه‌ای و محدودیت‌های ساختاری جمهوری اسلامی بود.

بیضایی نوشتن نمایشنامه را از سال ۱۹۶۲ آغاز کرد. نخستین نمایشنامه‌اش «عروسک‌ها» بود. یک سال بعد، در تابستان ۱۹۶۳، یکی از مشهورترین نمایشنامه‌هایش به نام «مرگ یزدگرد» را نوشت؛ اثری که بعدها به یکی از متون بنیادین تئاتر مدرن ایران بدل شد. در سال ۱۹۶۸ نیز، او یکی از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران شد؛ نهادی که خود به‌سرعت در تقابل با ساختارهای سانسور و سرکوب قرار گرفت.

آموزش، دانشگاه و پرورش نسل بازیگران

در سال ۱۹۷۳، بهرام بیضایی به‌عنوان استادیار تمام‌وقت رشته تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مدیر هنرهای نمایشی مشغول به کار شد. حضور او در دانشگاه نه‌تنها به انتقال دانش نظری، بلکه به پرورش نسلی از بازیگران، کارگردانان و هنرمندان انجامید که بعدها ستون‌های اصلی سینمای ایران و تئاتر ایران شدند.

چهره‌های سینمایی و تئاتری مانند عزت‌الله انتظامی، سوسن تسلیمی، پرویز پرستویی، امین تارخ، اصغر همت، رضا کیانیان، بهروز غریب‌پور و بسیاری دیگر، همگی از شاگردان مستقیم یا غیرمستقیم بهرام بیضایی بودند. نقش آموزشی بیضایی در تاریخ هنر معاصر ایران، نقشی نهادی و ماندگار است که کمتر مورد توجه سیاست‌گذاران فرهنگی قرار گرفته است.

سانسور ساختاری پس از انقلاب ۱۳۵۷

پس از انقلاب ۱۳۵۷، سیاست‌های سانسور جمهوری اسلامی به‌طور مستقیم بر آثار بیضایی سایه افکند. فیلم «طرح تارا» که بیضایی در سال ۱۹۷۹ ساخت، هرگز در ایران اکران نشد؛ بیضایی این فیلم را در جشنواره فیلم کن ۱۹۸۰ به نمایش گذاشت، اما نمایش داخلی آن ممنوع باقی ماند.

در همان سال، بیضایی نمایشنامه «مرگ یزدگرد» را در تهران روی صحنه برد، اما هنگامی که در سال ۱۹۸۱ از این نمایشنامه فیلمی ساخت، از نمایش آن جلوگیری شد. سرانجام، در سال ۱۹۸۱، بیضایی پس از ۲۰ سال تدریس از دانشگاه تهران اخراج شد.

حمید سمندریان، کارگردان تئاتر شناخته‌شده ایرانی، در این‌باره گفته است:

«بهرام بیضایی دو ماه قبل از بازنشستگی اخراج شد.»

انقلاب فرهنگی و حذف از دانشگاه

بیضایی گفته است که در سال‌های پس از انقلاب فرهنگی ۱۹۸۳، که با هدف «اسلامی‌سازی» دانشگاه‌های ایران انجام شد، دیگر اجازه تدریس در دانشگاه به او داده نشد. این حذف آکادمیک، بخشی از پروژه گسترده‌تر حذف اندیشه‌های مستقل از نهاد دانشگاه بود.

در سال ۱۹۸۶، بیضایی فیلم «باشو، غریبه کوچک» را ساخت؛ فیلمی که امروز از شاهکارهای سینمای ایران به‌شمار می‌رود. با این حال، این فیلم تا سال ۱۹۸۹ در ایران ممنوع بود. بیضایی فیلم را به جشنواره فیلم و هنر فرانسه فرستاد و در آنجا جایزه اول را دریافت کرد؛ موفقیتی که در تضاد کامل با برخورد رسمی حکومت با اثر قرار داشت.

امید کوتاه‌مدت و بازگشت دوباره سانسور

در سال ۱۹۸۷، بیضایی فیلم «شاید وقتی دیگر» را ساخت. او در مصاحبه‌ای اظهار داشت که هدف از ساخت این فیلم «کاهش فشار» بوده است؛ عبارتی که خود گویای وضعیت هنرمند در فضای امنیتی آن سال‌هاست.

پس از اقامت کوتاهی در سوئد، بیضایی به ایران بازگشت و توانست در سال ۱۹۹۲ فیلم «مسافران» را اکران کند و اندکی امید به ادامه کار در کشور پیدا کند.

انتخاب  محمد خاتمی بعنوان یک اصطلاحت‌چی به ریاست‌جمهوری در سال ۱۹۹۷ و آزادی نسبی در فضای فرهنگی کشور، بیضایی را نسبت به آینده امیدوارتر کرد. پس از ۱۸ سال دوری از صحنه، هم‌زمان دو نمایش «بانو آئویی» و «کارنامه بندار» را در تالارهای چهارسو و قشقایی تئاتر شهر تهران روی صحنه برد. اما این آزادی نسبی، همچون بسیاری از دوره‌های مشابه، دوام نیاورد.

سرکوب امنیتی و بازجویی‌ها

احضار و بازجویی بیضایی در زیرزمین یک پاسگاه پلیس در دهه ۱۹۹۰، و همچنین جلسات اجباری با سعید امامی، معاون وزارت اطلاعات در دولت محمد خاتمی، نقطه عطفی در سرکوب امنیتی جمهوری اسلامی علیه او بود.

در ۱۹ فوریه ۲۰۰۲، بیضایی اعلام کرد که سال‌ها در ایران درباره گذشته، آینده و باورهایش بازجویی شده و این روند همچنان ادامه دارد. این فشارها، عملاً امکان تداوم زندگی حرفه‌ای مستقل را از او سلب کرد.

«سگ‌کشی» و بازتاب قتل‌های زنجیره‌ای

پس از افشای قتل‌های زنجیره‌ای در ایران، بیضایی در سال ۲۰۰۱ تولید فیلم «سگ‌کشی» را آغاز کرد. این فیلم، واکنشی هنری به فضای فساد، خشونت و بی‌اعتمادی ساختاری در جامعه ایران بود.

سال بعد، «سگ‌کشی» در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر اکران شد و علاوه بر انتخاب به‌عنوان «بهترین فیلم از نگاه تماشاگران»، جوایز متعددی دریافت کرد و به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تجاری تاریخ سینمای ایران تبدیل شد؛ موفقیتی که نشان‌دهنده پیوند عمیق اثر با تجربه زیسته جامعه بود.مهاجرت و تدریس در استنفورد

پس از جلوگیری از اجرای نمایش‌های «تراژنامه» و «سهراب‌کشی»، بیضایی تصمیم نهایی به مهاجرت گرفت. در سال ۲۰۱۰، به دعوت دانشگاه استنفورد، همراه با همسرش مژده شمسایی به ایالات متحده رفت.

از آن زمان تاکنون، بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد به تدریس، پژوهش و تولید آثار نمایشی مشغول است و فعالیت او در تبعید، نشان‌دهنده تداوم خلاقیت علی‌رغم حذف سیاسی است.

تحلیل آثار بهرام بیضایی

بهرام بیضایی (۱۳۱۷–۱۴۰۴) یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هنر معاصر ایران بود؛ نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و سینما، پژوهشگر اسطوره‌شناسی و تاریخ نمایش ایرانی. آثار او طی بیش از شش دهه، مرزهای تئاتر، سینما و ادبیات را درنوردید و با تلفیق عناصر اساطیری، تاریخی و فولکلور ایرانی با مسائل اجتماعی معاصر، هویتی منحصربه‌فرد خلق کرد.

فیلم باشو به کارگردانی بهرام بیضایی


فیلم‌ها و نمایشنامه‌های او، از «مرگ یزدگرد» تا «باشو، غریبه کوچک» و «سگ‌کشی»، همگی بازتابی از تقابل فرد، تاریخ و قدرت هستند.

میراث فرهنگی

کارنامه هنری بهرام بیضایی شامل ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه و حدود ۷۰ نمایشنامه و کتاب در ایران و خارج از آن، از سال ۱۹۶۲ تا امروز است. آثار او به زبان‌های متعدد ترجمه و در کشورهای مختلف اجرا شده‌اند.

بهرام بیضایی نه‌تنها یک هنرمند، بلکه نگهبان حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایران بود؛ چهره‌ای که تبعید نتوانست صدای او را خاموش کند، بلکه آن را به سطحی جهانی رساند.

 

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More

 
Design by Free WordPress Themes | Bloggerized by Lasantha - Premium Blogger Themes | coupon codes