Header Ads Widget

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

دوشنبه، دی ۰۸، ۱۴۰۴

پیام مسعود رجوی - ۷ دی ۱۴۰۴

پیام مسعود رجوی - ۷دیماه ۱۴۰۴ 

پیام مسعود رجوی ۷دیماه
پیام مسعود رجوی ۷دیماه


بهرام بیضایی؛ کارگردان سینما و تئاتر در تبعید درگذشت

درگذشت بهرام بیضایی؛ کارگردان سینما و تئاتر در تبعید
 درگذشت بهرام بیضایی؛ کارگردان سینما و تئاتر در تبعید

 روایت سانسور، مقاومت فرهنگی و مهاجرت اجباری یک متفکر هنری

از شکل‌گیری اندیشه نمایشی تا حذف سیستماتیک در جمهوری اسلامی و تداوم خلاقیت در تبعید

مقدمه

بهرام بیضایی یکی از شاخص‌ترین چهره‌های فرهنگ و هنر معاصر ایران است؛ هنرمندی که مسیر حرفه‌ای او همواره در تنش با قدرت سیاسی، سانسور ساختاری و حذف سیستماتیک اندیشه انتقادی قرار داشته است. جایگاه بیضایی در تاریخ سینمای ایران و تئاتر ایران صرفاً به‌عنوان یک کارگردان یا نمایشنامه‌نویس قابل تعریف نیست، بلکه او را باید به‌مثابه متفکری فرهنگی دانست که هنر را به عرصه‌ای برای بازخوانی تاریخ، اسطوره، هویت و خشونت سیاسی بدل کرد.

این مقاله با تمرکز بر زندگی، آثار و تجربه تبعید بیضایی، تلاش می‌کند تصویری مستند از نسبت میان هنر، قدرت و مقاومت فرهنگی در ایران معاصر ارائه دهد؛ نسبتی که در آن، سانسور هنرمندان در ایران نقشی تعیین‌کننده در مسیر خلاقیت و سرنوشت هنرمند ایفا کرده است.

بهرام بیضایی در تبعید

بهرام بیضایی کارگردان و نمایشنامه‌نویس مشهور ایرانی است که پس از ممنوعیت بسیاری از آثارش در ایران و بازجویی توسط نیروهای امنیتی، مجبور به مهاجرت به ایالات متحده شد. تجربه تبعید بیضایی نه یک انتخاب داوطلبانه، بلکه نتیجه مستقیم فشارهای امنیتی، حذف حرفه‌ای و محدودیت‌های ساختاری جمهوری اسلامی بود.

بیضایی نوشتن نمایشنامه را از سال ۱۹۶۲ آغاز کرد. نخستین نمایشنامه‌اش «عروسک‌ها» بود. یک سال بعد، در تابستان ۱۹۶۳، یکی از مشهورترین نمایشنامه‌هایش به نام «مرگ یزدگرد» را نوشت؛ اثری که بعدها به یکی از متون بنیادین تئاتر مدرن ایران بدل شد. در سال ۱۹۶۸ نیز، او یکی از بنیان‌گذاران کانون نویسندگان ایران شد؛ نهادی که خود به‌سرعت در تقابل با ساختارهای سانسور و سرکوب قرار گرفت.

آموزش، دانشگاه و پرورش نسل بازیگران

در سال ۱۹۷۳، بهرام بیضایی به‌عنوان استادیار تمام‌وقت رشته تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و مدیر هنرهای نمایشی مشغول به کار شد. حضور او در دانشگاه نه‌تنها به انتقال دانش نظری، بلکه به پرورش نسلی از بازیگران، کارگردانان و هنرمندان انجامید که بعدها ستون‌های اصلی سینمای ایران و تئاتر ایران شدند.

چهره‌های سینمایی و تئاتری مانند عزت‌الله انتظامی، سوسن تسلیمی، پرویز پرستویی، امین تارخ، اصغر همت، رضا کیانیان، بهروز غریب‌پور و بسیاری دیگر، همگی از شاگردان مستقیم یا غیرمستقیم بهرام بیضایی بودند. نقش آموزشی بیضایی در تاریخ هنر معاصر ایران، نقشی نهادی و ماندگار است که کمتر مورد توجه سیاست‌گذاران فرهنگی قرار گرفته است.

سانسور ساختاری پس از انقلاب ۱۳۵۷

پس از انقلاب ۱۳۵۷، سیاست‌های سانسور جمهوری اسلامی به‌طور مستقیم بر آثار بیضایی سایه افکند. فیلم «طرح تارا» که بیضایی در سال ۱۹۷۹ ساخت، هرگز در ایران اکران نشد؛ بیضایی این فیلم را در جشنواره فیلم کن ۱۹۸۰ به نمایش گذاشت، اما نمایش داخلی آن ممنوع باقی ماند.

در همان سال، بیضایی نمایشنامه «مرگ یزدگرد» را در تهران روی صحنه برد، اما هنگامی که در سال ۱۹۸۱ از این نمایشنامه فیلمی ساخت، از نمایش آن جلوگیری شد. سرانجام، در سال ۱۹۸۱، بیضایی پس از ۲۰ سال تدریس از دانشگاه تهران اخراج شد.

حمید سمندریان، کارگردان تئاتر شناخته‌شده ایرانی، در این‌باره گفته است:

«بهرام بیضایی دو ماه قبل از بازنشستگی اخراج شد.»

انقلاب فرهنگی و حذف از دانشگاه

بیضایی گفته است که در سال‌های پس از انقلاب فرهنگی ۱۹۸۳، که با هدف «اسلامی‌سازی» دانشگاه‌های ایران انجام شد، دیگر اجازه تدریس در دانشگاه به او داده نشد. این حذف آکادمیک، بخشی از پروژه گسترده‌تر حذف اندیشه‌های مستقل از نهاد دانشگاه بود.

در سال ۱۹۸۶، بیضایی فیلم «باشو، غریبه کوچک» را ساخت؛ فیلمی که امروز از شاهکارهای سینمای ایران به‌شمار می‌رود. با این حال، این فیلم تا سال ۱۹۸۹ در ایران ممنوع بود. بیضایی فیلم را به جشنواره فیلم و هنر فرانسه فرستاد و در آنجا جایزه اول را دریافت کرد؛ موفقیتی که در تضاد کامل با برخورد رسمی حکومت با اثر قرار داشت.

امید کوتاه‌مدت و بازگشت دوباره سانسور

در سال ۱۹۸۷، بیضایی فیلم «شاید وقتی دیگر» را ساخت. او در مصاحبه‌ای اظهار داشت که هدف از ساخت این فیلم «کاهش فشار» بوده است؛ عبارتی که خود گویای وضعیت هنرمند در فضای امنیتی آن سال‌هاست.

پس از اقامت کوتاهی در سوئد، بیضایی به ایران بازگشت و توانست در سال ۱۹۹۲ فیلم «مسافران» را اکران کند و اندکی امید به ادامه کار در کشور پیدا کند.

انتخاب  محمد خاتمی بعنوان یک اصطلاحت‌چی به ریاست‌جمهوری در سال ۱۹۹۷ و آزادی نسبی در فضای فرهنگی کشور، بیضایی را نسبت به آینده امیدوارتر کرد. پس از ۱۸ سال دوری از صحنه، هم‌زمان دو نمایش «بانو آئویی» و «کارنامه بندار» را در تالارهای چهارسو و قشقایی تئاتر شهر تهران روی صحنه برد. اما این آزادی نسبی، همچون بسیاری از دوره‌های مشابه، دوام نیاورد.

سرکوب امنیتی و بازجویی‌ها

احضار و بازجویی بیضایی در زیرزمین یک پاسگاه پلیس در دهه ۱۹۹۰، و همچنین جلسات اجباری با سعید امامی، معاون وزارت اطلاعات در دولت محمد خاتمی، نقطه عطفی در سرکوب امنیتی جمهوری اسلامی علیه او بود.

در ۱۹ فوریه ۲۰۰۲، بیضایی اعلام کرد که سال‌ها در ایران درباره گذشته، آینده و باورهایش بازجویی شده و این روند همچنان ادامه دارد. این فشارها، عملاً امکان تداوم زندگی حرفه‌ای مستقل را از او سلب کرد.

«سگ‌کشی» و بازتاب قتل‌های زنجیره‌ای

پس از افشای قتل‌های زنجیره‌ای در ایران، بیضایی در سال ۲۰۰۱ تولید فیلم «سگ‌کشی» را آغاز کرد. این فیلم، واکنشی هنری به فضای فساد، خشونت و بی‌اعتمادی ساختاری در جامعه ایران بود.

سال بعد، «سگ‌کشی» در نوزدهمین جشنواره فیلم فجر اکران شد و علاوه بر انتخاب به‌عنوان «بهترین فیلم از نگاه تماشاگران»، جوایز متعددی دریافت کرد و به یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تجاری تاریخ سینمای ایران تبدیل شد؛ موفقیتی که نشان‌دهنده پیوند عمیق اثر با تجربه زیسته جامعه بود.مهاجرت و تدریس در استنفورد

پس از جلوگیری از اجرای نمایش‌های «تراژنامه» و «سهراب‌کشی»، بیضایی تصمیم نهایی به مهاجرت گرفت. در سال ۲۰۱۰، به دعوت دانشگاه استنفورد، همراه با همسرش مژده شمسایی به ایالات متحده رفت.

از آن زمان تاکنون، بهرام بیضایی در دانشگاه استنفورد به تدریس، پژوهش و تولید آثار نمایشی مشغول است و فعالیت او در تبعید، نشان‌دهنده تداوم خلاقیت علی‌رغم حذف سیاسی است.

تحلیل آثار بهرام بیضایی

بهرام بیضایی (۱۳۱۷–۱۴۰۴) یکی از برجسته‌ترین چهره‌های هنر معاصر ایران بود؛ نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و سینما، پژوهشگر اسطوره‌شناسی و تاریخ نمایش ایرانی. آثار او طی بیش از شش دهه، مرزهای تئاتر، سینما و ادبیات را درنوردید و با تلفیق عناصر اساطیری، تاریخی و فولکلور ایرانی با مسائل اجتماعی معاصر، هویتی منحصربه‌فرد خلق کرد.

فیلم باشو به کارگردانی بهرام بیضایی


فیلم‌ها و نمایشنامه‌های او، از «مرگ یزدگرد» تا «باشو، غریبه کوچک» و «سگ‌کشی»، همگی بازتابی از تقابل فرد، تاریخ و قدرت هستند.

میراث فرهنگی

کارنامه هنری بهرام بیضایی شامل ده فیلم بلند، چهار فیلم کوتاه و حدود ۷۰ نمایشنامه و کتاب در ایران و خارج از آن، از سال ۱۹۶۲ تا امروز است. آثار او به زبان‌های متعدد ترجمه و در کشورهای مختلف اجرا شده‌اند.

بهرام بیضایی نه‌تنها یک هنرمند، بلکه نگهبان حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ایران بود؛ چهره‌ای که تبعید نتوانست صدای او را خاموش کند، بلکه آن را به سطحی جهانی رساند.

 

پنجشنبه، خرداد ۰۸، ۱۴۰۴

مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در دوران ترامپ: از افشاگری‌های مجاهدین خلق تا تهدید حمله اسرائیل

مذاکرات برجام در دور اول 

مذاکرات هسته‌ای ایران و آمریکا در دوران ترامپ و پس از آن: انگیزه‌ها، روند و چشم‌انداز آینده

مذاکرات هسته‌ای میان رژیم ملاها و ایالات متحده آمریکا در سال‌های گذشته یکی از پرمناقشه‌ترین موضوعات بین‌المللی بوده است. در دوره اول ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای موسوم به برجام در سال ۲۰۱۸، مسیر این مذاکرات دچار چرخش اساسی شد. با این حال، گفت‌وگوهایی پنهانی و سپس نیمه‌رسمی میان دو طرف، با واسطه کشورهای ثالث مانند کشور عمان، مجدداً آغاز شده است. 

در این مقاله به دلایل آغاز مجدد این مذاکرات، نقش افشاگری‌های هسته‌ای، روند فعلی مذاکرات و دلایل اینکه رژیم ملاها برای پیگیری برنامه هسته‌ای علی‌رغم دارایی عظیم منابع انرژی، و سرنوشت احتمالی این بحران پرداخته می‌شود.

دلایل شروع دوباره مذاکرات در این مقطع

در سال ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، پس از افزایش تنش‌ها در منطقه و فشارهای شدید اقتصادی ناشی از تحریم‌ها، دیکتاتوری مذهبی سیگنال‌هایی برای مذاکره ارسال کرد. دولت آمریکا نیز، به‌ویژه با نزدیک شدن به انتخابات، تمایل داشت وضعیت هسته‌ای این رژیم را در چارچوبی کنترل‌شده نگه دارد. این بار، به‌جای مذاکرات مستقیم، تماس‌ها ابتدا از طریق عمان و سپس با دخالت قطر و اتحادیه اروپا صورت گرفت. از ابتدای سال ۲۰۲۴، چند دور گفت‌وگو به‌طور غیررسمی انجام شد و تاکنون دست‌کم پنج جلسه غیرمستقیم بین ایران و آمریکا، با حضور نمایندگان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و شورای عالی امنیت ملی رژیم در دوحه و مسقط برگزار شده است.

افشاگری‌های مقاومت ایران و سازمان مجاهدین

افشاگری‌های هسته‌ای: از سازمان مجاهدین خلق تا آژانس

نقش اصلی در افشای برنامه هسته‌ای ایران را سازمان مجاهدین خلق بر عهده داشت. این سازمان در سال ۲۰۰۲ با افشای تأسیسات نطنز و اراک، توجه جهانی را به فعالیت‌های مخفی هسته‌ای ایران جلب کرد. این افشاگری سبب شد تا آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) تحقیقاتی گسترده را آغاز کند. پس از آن نیز مجاهدین خلق چندین بار اطلاعاتی درباره سایت‌های مخفی، مانند سایت فُردو و فعالیت‌های مرتبط با ساخت چاشنی انفجاری، منتشر کردند. در مجموع، این گروه بیش از ۱۵ مورد افشاگری مستند را از سال ۲۰۰۲ تا امروز انجام داده است که در بسیاری موارد توسط رسانه‌ها و آژانس بین‌المللی تأیید شده‌اند.

سمت و سوی مذاکرات کنونی

در مذاکرات اخیر، تمرکز اصلی بر توقف غنی‌سازی بالای ۶۰ درصد، تبادل زندانیان و آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده ایران بوده است. برخلاف گذشته، اکنون مذاکرات بیشتر حول موضوعات فوری و امنیتی می‌چرخد تا دستیابی به توافقی جامع مانند برجام. از طرف دیگر، رژیم ایران تلاش می‌کند با ارائه امتیازهای محدود، زمان بخرد و فشارها را کاهش دهد بدون اینکه الزامات یک توافق کامل را بپذیرد.

با اینکه دور پنجم مذاکرات هم انجام شده است ولی بدر البو سعیدی، وزیرخارجهٔ عمان، گفته است دور پنجم مذاکرات هسته‌ای میان مذاکره کنندگان امریکایی و ایرانی در روم، با "پیشرفت اندک ولی نه قطعی" به پایان رسید.

بدر البو سعیدی، این اظهارات را روز جمعه، چند ساعت پس میانجیگری با استیف ویتکاف، فرستادهٔ ویژهٔ ایالات متحده برای شرق میانه و عباس عراقچی، وزیرخارجهٔ ایران، در صفحهٔ ایکس خود ابراز کرده است.

تأسیسات هسته‌ای نطنز

چرا جمهوری اسلامی به دنبال سلاح هسته‌ای است؟

یکی از پرسش‌های بنیادین در مسئله هسته‌ای ایران این است که چرا کشوری با منابع عظیم نفت و گاز به دنبال برنامه‌ای پرهزینه و پرمناقشه مانند انرژی (و احتمالاً سلاح) هسته‌ای است؟ پاسخ در دو بعد راهبردی و ایدئولوژیک قابل بررسی است:

1. امنیت رژیم: تجربه سقوط رژیم‌هایی مانند صدام حسین و معمر قذافی که فاقد سلاح بازدارنده بودند، به رهبران جمهوری اسلامی این باور را داده که تنها با در اختیار داشتن توان بازدارندگی قوی، می‌توان بقای نظام را تضمین کرد، که البته این یک بهانه است که مشاور باراک اوباما با این القاء توانست اولین برجام را به دنبال داشته باشد.

2. اقتدار منطقه‌ای: در رقابت با قدرت‌های منطقه‌ای چون عربستان سعودی و اسرائیل، حکومت ایران سعی دارد با حفظ ابهام راهبردی در موضوع هسته‌ای، نفوذ خود را تثبیت کند.

3. بازدارندگی در برابر اسرائیل: با توجه به تهدیدات مستمر اسرائیل نسبت به حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، دستیابی به توانایی بازدارندگی حتی در سطح تهدید به ساخت بمب، برای جمهوری اسلامی یک ابزار استراتژیک به شمار می‌آید.

اولین توافق جامع هسته‌ای بین نظام آخوندی و قدرت‌های جهانی، معروف به برجام (برنامه جامع اقدام مشترک)، در ۱۴ ژوئیه ۲۰۱۵ (۲۳ تیر ۱۳۹۴) در دولت باراک اوباما به دست آمد.

این توافق میان ایران و گروه موسوم به 1+5 (آمریکا، بریتانیا، فرانسه، روسیه، چین و آلمان) انجام شد.

- هدف اولین برجام:

محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران در ازای رفع تدریجی تحریم‌های اقتصادی بین‌المللی.

- نکات کلیدی برجام:

کاهش تعداد سانتریفیوژهای ایران.

محدودسازی سطح غنی‌سازی اورانیوم به ۳.۶۷٪.

کاهش ذخایر اورانیوم غنی‌شده به ۳۰۰ کیلوگرم.

پذیرش نظارت گسترده آژانس بین‌المللی انرژی اتمی.

اجرای برجام رسماً از ۱۶ ژانویه ۲۰۱۶ (۲۶ دی ۱۳۹۴) آغاز شد.

آینده چه خواهد بود؟ حمله نظامی یا توافق نهایی؟

در سال ۲۰۲۵، با افزایش تهدیدات از سوی اسرائیل و رزمایش‌های نظامی گسترده در منطقه، امکان یک حمله محدود به تأسیسات هسته‌ای رژیم، مانند سایت نطنز، فُردو یا مراکز موشکی، بیشتر از گذشته به‌نظر می‌رسد. با این حال، حمله مستقیم دارای ریسک بالا برای منطقه و اقتصاد جهانی است. در نتیجه، بسیاری از تحلیل‌گران بر این باورند که اسرائیل فقط در صورتی به حمله نظامی دست خواهد زد که مطمئن شود ایران به نقطه بی‌بازگشت در ساخت بمب نزدیک شده است.

از سوی دیگر، حکومت ملاها به دلیل بحران‌های داخلی، ضعف اقتصادی، و فشارهای اجتماعی، با چالشی درونی مواجه است. سرنوشت این حکومت بیش از هر چیز وابسته به میزان رضایت داخلی، فعالیت‌های اپوزسیون در داخل و خارج، و تصمیمات قدرت‌های جهانی درباره تعامل یا تقابل با آن خواهد بود.

بنابراین مذاکرات کنونی بیشتر یک تلاش برای مدیریت بحران است تا حل نهایی آن. به‌همین دلیل رژیم ملاها تلاش می‌کند با خریدن زمان، به خواسته‌های خود برسد، در حالی که غرب، به‌ویژه آمریکا و اسرائیل، در تلاش‌اند این روند را کنترل کرده و مانع ساخت بمب اتم شوند. چه از طریق توافق موقت و چه با برخورد نظامی، آینده برنامه هسته‌ای رژیم و حتی سرنوشت این نظام، در سال‌های پیش رو به یکی از اصلی‌ترین محورهای ژئوپولیتیک منطقه و جهان تبدیل خواهد شد، چرا که با بودن این رژیم که بر دو پایه صدور تروریسم و بنیادگرایی به خارج و سرکوب در داخل استوار است منطقه و جهان مطلقا روی آرامش به خود نخواهد دید، حال اگر روزی این رژیم به سلاح‌ هسته‌ای هم دست یابد، مسلما با آن به باج‌خواهی بیشتر از کشورهای منطقه و جهان خواهد پرداخت و هم‌چنین دوباره نیروهای وابسته به‌خودش مانند حزب‌الله و حماس را بازسازی کرده و کشورهای منطقه را بیش از پیش دچار مشکلات فراوان خواهد کرد.

عباس تبریزی


پنجشنبه، اسفند ۰۹، ۱۴۰۳

۱۵۰ نماینده کنگره آمریکا از مقاومت ایران حمایت کردند


 امضای قطعنامه شماره ۱۶۶ کنگره آمریکا توسط بیش از ۱۵۰ نماینده از هر دو حزب، بازتابی از حمایت جهانی از مقاومت ایران و حقوق بشر در این کشور است. این اقدام نمادین، موقعیت مقاومت سازمان‌یافته مردم ایران را در سطح بین‌المللی تقویت می‌کند.

 

امضا ۱۵۰ نماینده امریکا  از قطعنامه دو حزبی در حمایت از حقوق بشر و مقاومت ایران

قطعنامه ۱۶۶ کنگره آمریکا چیست؟

قطعنامه ۱۶۶، ابتکار دوحزبی در کنگره آمریکا است که بر حمایت از حقوق بشر در ایران و حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود تأکید دارد. امضای بیش از ۱۵۰ نماینده از هر دو حزب، نشان‌دهنده اجماع سیاسی بی‌سابقه‌ای برای حمایت از مقاومت ایران است.

اجلاس گروه پارلمانی حقوق بشر و دموکراسی در ایران

روز چهارشنبه ۸ اسفند، کنگره آمریکا میزبان اجلاس گروه پارلمانی حقوق بشر و دموکراسی در ایران بود. در این نشست، مریم رجوی، رئیس‌جمهور منتخب شورای ملی مقاومت ایران، به‌صورت آنلاین سخنرانی کرد و بر نقش مردم و مقاومت ایران در تغییر رژیم حاکم تأکید نمود.

کانون‌های شورشی، نقطه آتش‌زنه قیام برای سرنگونی

نقش کانون‌های شورشی

کانون‌های شورشی، به‌عنوان نیروی محرک اعتراضات مردمی، محور اصلی بحث بودند. مریم رجوی بر نقش حیاتی این کانون‌ها در پیشبرد آزادی و سرنگونی رژیم حاکم و حمایت از مقاومت ایران تأکید کرد.

حمایت جهانی از برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی

برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی، نقشه راه ایران دموکراتیک است که تاکنون مورد حمایت بیش از ۴۰۰۰ نماینده پارلمان در سراسر جهان قرار گرفته است و تأکید بر حقوق زنان، آزادی بیان و عدالت دارد.

 برگزاری اجلاس حمایت از حقوق بشر و مقاومت ایران در کنگره امریکا 

حق مقاومت در برابر سرکوب

حق مشروع مردم ایران برای مقابله با نیروهای سرکوبگر در این اجلاس به رسمیت شناخته شد. زنان و دختران ایرانی که نماد مقاومت هستند، شعار «زن، مقاومت، آزادی» را در سراسر کشور طنین‌انداز کرده‌اند. شامل:

تام مک‌کلینتاک (جمهوری‌خواه) – رئیس مشترک گروه پارلمانی حقوق بشر و دموکراسی در ایران، عضو کمیته قضایی
برد شرمن (دموکرات) – رئیس مشترک گروه پارلمانی حقوق بشر و دموکراسی در ایران، عضو کمیته روابط خارجی
رندی وبر (جمهوری‌خواه) – عضو کمیته علوم، فضا و تکنولوژی
سنفورد بیشاپ (دموکرات) – عضو کمیته تخصیص بودجه
دکتر رائول رویز (دموکرات) – عضو کمیته انرژی و بازرگانی
جیک الزی (جمهوری‌خواه) – عضو کمیته تخصیص بودجه
جیمی پانتا (دموکرات) – عضو کمیته مالی و بودجه
دبی واسرمن شولتز (دموکرات) – عضو کمیته تخصیص بودجه و رئیس سابق کمیته ملی حزب دموکرات

 تهدیدها و توطئه‌های رژیم

رژیم ایران با دادگاه‌های نمایشی و اقدامات تروریستی، تلاش می‌کند مقاومت را سرکوب کند. حفاظت از ساکنان اشرف ۳ مطابق کنوانسیون ژنو و حقوق بشر اروپا ضروری است.

اهمیت حمایت کنگره برای آینده ایران

حمایت گسترده کنگره آمریکا از مقاومت ایران، پیام روشنی به جهان دارد: آینده ایران باید توسط مردم و مقاومت آن تعیین شود. قطعنامه ۱۶۶ نشان می‌دهد که مقاومت ایران به‌عنوان نیروی سیاسی معتبر شناخته می‌شود.

جمع‌بندی

امضای قطعنامه ۱۶۶ توسط بیش از ۱۵۰ نماینده کنگره آمریکا، تقویت موقعیت جهانی مقاومت ایران و برنامه ۱۰ ماده‌ای مریم رجوی را نشان می‌دهد و امید به ایران آزاد و دموکراتیک را افزایش می‌دهد.

قطعنامه ۱۶۶ کنگره آمریکا چه هدفی دارد؟
حمایت از حقوق بشر و به رسمیت شناختن حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت خود.

آیا این قطعنامه الزام‌آور است؟

خیر، ولی اهمیت سیاسی و دیپلماتیک بالایی دارد.

چرا حمایت دوحزبی مهم است؟

اجماع دو حزب نشان‌دهنده اهمیت بالای مسئله ایران و اعتبار مقاومت ایران است.

چهارشنبه، بهمن ۲۴، ۱۴۰۳

دمکراسی و آزادی و مبانی آن- قسمت اول


آزادی و دمکراسی و مبانی آن

هگل: تاریخ جهان چیزی نیست مگر پیشرفت آگاهی از آزادی

مسلما تاکنون مقالات و نوشتارهای زیادی درباره دمکراسی نوشته و یا خوانده‌اید ولی در کمتر مقاله‌ای می‌توان یافت که پایه‌ها و الزامات ماندگاری دمکراسی در آن آمده باشد.

اگر به پایه‌ها و الزامات دمکراسی آگاهی لازم را نداشته باشیم، در نهایت دنبال یک هرج و مرج و آنارشی هستیم که فکر می‌کنیم آزادی باید و فقط در رعایت فقط حقوق ما انجام گیرد و این یک اشتباه فاحش و مهلک می‌باشد.

مقاله‌ای که در زیر مشاهده می‌کنید حاصل جمعی کار چند نفر می‌باشد که تقریبا هر کدام روی پایه‌ای از دمکراسی بصورت مختصر کار کرده و آنرا گرد آورده اند، پایه‌هایی همچون:‌ حقوق بشر، آزادی بیان، مطبوعات آزاد(کار در جای خودش اختلاف این دو واضح گفته خواهد شد)، آزادی مذاهب، برابری و رعایت حقوق زنان و مردان، حکومت اکثریت و حقوق اقلیت، حاکمیت قانون، مشروطیت، قوه قضاییه مستقل، دولت پاسخگو

دموکراسی برگرفته از واژه يونانی دِموس، به معنای مردم است. در حکومت‌های دموکراتيک، اين مردم هستند که بر قانونگذار و دولت حکومت می‌کنند.

هگل در مورد آزادی میگوید:

«تاریخ جهان چیزی نیست مگر پیشرفت آگاهی از آزادی».

 نگرش ها در مورد آزادی بسیار زیاد است و هر متفکری با توجه به اهمیت و ضرورتی که برای حق فطری تفکیک ناپذیر بشر- آزادی – قائل است، آنرا تعریف می کند.

جان‌لاک برای تعریف آزادی از حق به عنوان ایجاد کننده آزادی شروع میکند، درحالیکه چارلز منتسکیو بحث آزادی را از قدرت به عنوان مهم‌ترین خطر و تهدید برای آزادی آغاز می‌کند. فیخته، فیلسوف بزرگ ایدئالیست آلمان، معتقد است کسی که معنای درست و حقیقی ‹فلسفه› را درک کرده باشد، آنگاه خواهد دید که فلسفه در ذات خود چیزی نیست مگر «تحلیل مفهوم آزادی».

آزادی به معنای توانایی انجام کارها و انتخاب‌های فردی بدون هیچ گونه محدودیتی است. این مفهوم به دو بخش تقسیم می‌شود: آزادی فردی و آزادی اجتماعی. آزادی فردی به حق هر انسان برای انتخاب مسیر زندگی خود اشاره دارد، در حالی که آزادی اجتماعی به حقوق جمعی افراد در یک جامعه مربوط می‌شود. در واقع، آزادی به ما این امکان را می‌دهد که خود را بیان کنیم، افکار و عقاید خود را ابراز کنیم و در زندگی اجتماعی مشارکت داشته باشیم.

 

مسئله آزادی، مسئله‌ای است که پيشينه آن به یونان باستان بر می‌گردد. در یونان و روم باستان، تنها بالاترین رده های جامعه از آزادی بالایی برخوردار بودند.

حدود سال‌های ۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح اهالی آتن و چندین شهر از ایالت های یونان که حکومت‌های دموکراتیک داشتند.

گروه اقلیتی از شهروندان می‌توانستند رأی بدهند، اما زنان، بردگان و خارجی ها از چنین حقوقی برخوردار نبودند.

به مرور تاریخ که جلو رفت، ابزار کار و تولید پیشرفت کردند، هم‌زمان بهره‌کشی واستثمار هم بوجود آمد که این اصلی‌ترین پایه ماندگاری حکومت‌های دیکتاتور و اولیگاریشی بوده و هستند و البته هم‌زمان بدلیل بالا رفتن میزان آگاهی انسان‌ها نسبت به استبداد و استثمارشان، قیام‌هایی در سراسر دنیا شکل گرفته‌ است و بسا انسان‌های ازاده و شریفی که جان برای رسیدن به این هدف والا گذاشته‌اند و همه یک خواسته داشته‌اند« آزادی» کلمه‌ای که به‌جرأت می‌توان آنرا مقدس‌ترین کلمه در هر فرهنگ و نژادی بیان کرد.

و در پیشرفت و جلو رفتن تاریخ، انواع حکومت‌های دمکراتیک و یا به ظاهر دمکراتیک بوجود آمدند در حالیکه

اگر چه تفاوت‌های جزئی ميان حکومت‌های دموکراتيک مختلف جهان به چشم می خورد، برخی اصول و شيوه‌های خاص، دولت های دموکراتيک را از ساير اشکال دولت متمايز می‌سازند.

٭ دموکراسی نوعی از حاکمیت است که کليه شهروندان در آن، چه مستقيم و چه غيرمستقيم و از طريق نمايندگان منتخب خود، از قدرت سود می‌جویند و وظائف مدنی خود را انجام می‌دهند.

٭ دموکراسی مجموعه ای از اصول و روش‌هایی است که از آزادی انسان دفاع می‌کند؛ دموکراسی نهادينه شدن آزادی است.

٭ دموکراسی بر پايه حکومت اکثريت و حفظ حقوق فردی و اقليت‌ها استوار است. جوامع دموکراسی، ضمن احترام به خواست اکثريت، مدافع سرسخت حقوق اساسی افراد و همچنين گروه‌های اقليت هستند.

٭ جوامع دارای دموکراسی نظاره‌گر تشکيل دولت‌های مرکزی هستند و با هدف تمرکززدايی قدرت از دولت مرکزی، آنها را به سطوح ايالتی و محلی تقلیل می‌دهند با درک اين که دولت‌ های محلی بايد در حد امکان در دسترس و پاسخگوی مردم باشند.

٭ جوامع دارای دموکراسی می‌دانند که يکی از وظایف اصل‌ شان دفاع از حقوق اوليه‌ای همچون آزادی بيان، آزادی دين، حق برخورداری برابر از سوی قانون، و فرصت سازماندهی و مشارکت کامل در امور سياسی، اقتصادی و فرهنگی يک جامعه است.

٭ جوامع دارای دموکراسی به طور منظم انتخابات آزاد و عادلانه‌ای برگزار می‌کنند که همه شهروندان حق شرکت در آن را دارند. در شیوه دموکراسی، انتخابات نمی‌تواند نمايی ظاهری باشد که ديکتاتورها و يا حزب خاص در پشت آن مخفی شوند، بلکه، انتخابات رقابت‌های واقعی با حمايت مردم هستند.

٭ جوامع دارای دموکراسی دولت‌ها را قانو‌ن‌مدار می‌سازند و متضمن اين امر هستند که تمامی شهروندان از حمايت یکسان قانون برخوردار باشند و دستگاه حقوقی از حقوق‌شان دفاع کند.

٭ جوامع دارای دموکراسی متفاوت از يکديگر هستند و هر يک از آنها حيات سياسی، اجتماعی، و فرهنگی

خاص ملت خود را منعکس می‌کند. جوامع دارای دموکراسی همگی بر پايه يک سری اصول اساسی و نه شيوه‌های يکسان استوار هستند.

٭ در يک حکومت دموکراتيک، شهروندان نه تنها دارای حق و حقوقی می‌باشند، بلکه موظف به مشارکت در سيستم سياسی‌ای که از حقوق و آزادی‌هايشان دفاع م‌ کند هستند.

٭ جوامع دموکراتيک به ارزش‌هايی همچون تحمل ،همکاری و مدارا پايبند می‌باشند. جوامع دموکراسی

دريافته‌اند که برای دستيابی به وفاق، مدارا لازم است و همچنين اينکه شايد وفاق هميشه قابل حصول نباشد.

به قول ماهاتما گاندی، "عدم‌تحمل خود يک نوع خشونت است و يک مانع برای به وجود آمدن يک روحيه دموکراتيک راستين."

مهماتما گاندی

مهاتما گاندی رهبر و بنیانگذار هندوستان جدید

و احمد شاملو، شاعر فقید ایران در مورد فقدان آزادی این‌چنین سروده است:

شعر احمد شاملو در مورد آزادی



Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More

 
Design by Free WordPress Themes | Bloggerized by Lasantha - Premium Blogger Themes | coupon codes