Header Ads Widget

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

پیش بسوی تغییر در ایران و برقراری جمهوری دمکراتیک و حکومت سکولار در کشورمان

یکشنبه، دی ۲۳، ۱۳۹۷

چگونه جمهوری اسلامی همیشه با بحران آفرینی به بقای خودش ادامه داده است؟


آتش‌بازی حکومت جمهوری اسلامی  با «طالبان و مجاهدین»!

اظهارات مداخله جویانه جواد ظریف، وزیر خارجه حکومت ملاها در مورد افغانستان و طالبان

جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی 

دیپلماسی مداخله‌جویانه‌ی جمهوری اسلامی ، به افغانستان رسیده و دیر نیست که «میوه‌ی بحران» بدهد!
به چرخش‌های ظریف در یک سال اخیر توجه کنید. در تیرماه ۹۶ گفت: «کشورهایی که طالبان را در افغانستان به رسمیت شناختند، حامی افراطی‌گری و تروریسم بودند.» و حالا می‌گوید: «طالبان به دعوت ما برای ارتباطات رسمی به تهران آمدند و بر نقش طالبان در آینده‌ی افغانستان تأکید داریم!»
-        مدتهاست گزارش‌هایی از حضور طالبان در ایران شنیده می‌شود. تماس‌های مستمر، آموزش و تجهیز نظامی طالبان، «مداخله‌ی آشکار ایران در امور داخلی افغانستان» است که برای امنیت ایران خطری جدی است.
-        سفر اخیر عراقچی برای «انتقال خواسته‌های طالبان» به دولت افغانستان چه معنایی دارد؟
-        همچنین سخنان ظریف و تأکیدش بر «نقش طالبان در دولت آینده افغانستان» چیزی جز دخالت در امور افغانستان است؟ ظریف به تلویزیون هندی (NDTV) گفته: «غیرممکن است طالبان در دولت آینده‌ی افغانستان هیچ نقشی نداشته باشند!»
-        سئوال این است؛ «دادن نقش به طالبان» از کِی جزو اختیارات ایران شده؟ چگونه ظریف می‌پندارد می‌تواند در حیاط همسایگان سرک بکشد؟ و آیا اگر دیگرانی هم متقابلاً چنین کنند، مسئول بحران‌های محتوم کیست؟

شاه حسین مرتضوی، سخنگوی دولت افغانستان


-        شاه‌حسین مرتضوی از سخنگویان دولت کابل گفته: «مقام‌های وزارت خارجه ایران به عنوان سخنگویان طالبان عمل می‌کنند! اگر ایران معتقد به ‹گفتگو برای راه حل› هست، چرا راه گفتگو را با گروه‌های مخالف خودش از جمله ‹مجاهدین خلق› بسته است؟ چرا ایران برای حل بحران سیاسی این سالهایش از ‹راه گفتگو› اقدامی نمی‌کند؟ آیا بهتر نبود به جای شنیدن صدای طالبان، ایران صدای مخالفان خود مانند ‹موسوی یا کروبی› را بشنود؟»
۱- رژیم ملاها با مداخله هایش؛ «مجوز مداخله‌ی متقابل» را به دیگران می‌دهد. آیا آمادگی‌ و توان مدیریتش را دارد؟
۲- در صورت شکایت دولت افغانستان در محاکم جهانی، (بابت بمب‌گذاری‌ها و تروریسم طالبان در افغانستان)، کابل می‌تواند تهران را به عنوان «همدست و شریک جرم طالبان» مورد پیگرد قرار دهد. آیا دولت تدبیر؛ تبعات سنگین آن را می‌داند؟
۳- با این حمایت فتنه‌گرانه، نظام دارد «واسطه‌ی تحمیل طالبان بر حکومت افغانستان» می‌شود! اگر «دیگران» هم، شبیه همین کار را مثلاً برای «تحمیل مجاهدین خلق بر ج-ا» بکنند، نتیجه چه خواهد شد؟
۴- این آتش‌بازی خطرناک توسط «وزارت خارجه و ظریف» هدایت می‌شود و نمی‌توان آن را به تنهایی بر دوش حکومت انداخت و دولت را هم «بی‌خبر» دانست! روحانی چه پاسخی برای ملت دارد؟

آلتــرناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروی براندازی دارد؟- قسمت چهارم

آلترناتیو چرا باید دارای نیروی حرفه ای، جان برکف باشد؟

 هر ارگانی، حزبی و سازمانی متناسب با کاری که در پیشه گرفته است و یا برعهده اش گذاشته شده است نیروی متناسب با آن کار را جذب می کند و نیاز دارد.

مسلما کاری هر چقدر سخت تر و حرفه ای تر می شود، نیروهایی که جذب آن سازمان یا حزب و یا ارگان می شوند، کمتر خواهند بود و بهمین دلیل کیفیت بالاتری دارند، چرا که باید از عهده سخت ترین کار در پیش رو بربیایند.

حال نیروهای که بدنه اصلی یک آلترناتیو را تشکیل می دهند چه ویژگی هایی باید داشته باشند:

-         اول از همه حرفه ای و تمام وقت باشند.

-         پایبند به ضوابط و چهارچوبهای سازمانی که در آن هستند باشند.

-         بدلیل نبرد سهمگین و همه جانبه ای که با نیروهای دیکتاتوری مذهبی جمهوری اسلامی دارند، آمادگی دارند که پذیرای هر مأموریتی که جانشان را به خطر می اندازد باشند و برای سرنگونی از بذل جان و مال و خانمان دریغ نمی کنند.

-          چون می فهمند که باید حرفه ای و تمام وقت صرف نبرد برای ازادی میهنشان بشوند، داوطلبانه و آگاهانه و مختارانه، زندگی فردی اعم از داشتن همسر و فرزند را با وجود همه علائقی که دارند، به کناری می گذارند تا وقتشان صرف کار و در آوردن پول و مبارزه تمام عیار در همه عرصه های سیاسی، اجتماعی، خودکفایی سازمانی باشند.

-         بدلیل اینکه مبارزه یک امری هست که مستمر باید ارتقا یابد، همچنین اینکه مناسبات بین همرزمان پاک و زلال باشد، در مناسباتشان انتقاد و انتقاد از خود دارند.

امر انتقاد و انتقاد از خود، از مواردی هست که لنین در امر تشکیلات بخوبی آنرا ضروری دانسته است و ژنرال جیاپ، فرمانده ویتنامی که دین بین فو را از چنگ نیروهای استعمارگر فرانسه خارج کرد، چنین میگوید« حتي در گرماگرم نبرد ازادیبخش دين بين فو انتقاد و انتقاد از خود را تعطيل نمی‌کردیم».

-         مانند اعضای همه احزاب، معتقد و مقید به استراتژی هست که سازمان یا شورای سرنگون کننده در پیش گرفته است.

-         بدلیل اینکه از قدیم مرام و ایدئولوژی نقطه وحدت و نقطه افتراق بوده است، پس باید معتقد به ایدئولوژی سازمان براندازکننده باشد.

-         تشکیلات پذیر هست، چون اولا سازمان سرنگون کننده خودبخود سلسله مراتب خود را دارد،‌ ثانیا مبارزه با دیکتاتوری نقطه ای نیست که بشود در آن شکاف داشت و هر کار اجرایی، نظامی یا سیاسی باید سلسله مراتب خودش را داشته باشد.

-         در این سازمان درست هست که پایه هایی چون تحصیلات، کیفیت اجرایی و سابقه اصل هستند ولی اصلی ترین عنصر، صلاحیت می باشد و صلاحیت یعنی: همان عنصر فدا کردن برای مبارزه، یا به عبارت بهتر منطبق بودن با خط و خطوطی که سازمان در نبرد سرنگونی اعلام میکند و میخواهد اجرا کند. در عین حال که بهیچ وجه از ارزشهای دیگر رزمندگان ذره ای کاسته نمی شود.

میتینگ رزمندگان و اعضا سازمان مجاهدین خلق ایران در آلبانی

میتینگ اعضا و کادرهای سازمان مجاهدین خلق در آلبانی

راه کارهای دشمن برای از بین بردن آلترناتیو:

 دشمن دیکتاتوری مذهبی بدلیل ماهیت ارتجاعی اش از انجایی که توان تحمل هیچگونه تغییر و یا جایگزین آزاد را ندارد، پیوسته در فکر نابود کردن جایگزین واقعی خود خواهد بود که عموما به سه شیوه انجام میدهد که البته سعی می کند هر کدام در محورهای مختلف پیش ببرد:

-         یکم: حذف فیزیکی آلترناتیو: چون با یک حکومت ارتجاعی و بنیادگرایی طرف هستیم که بر دو پایه سوار هست:

-         سرکوب نیروهای داخل و بهرز دادن انرژیهای جوان و گمراه کردن هر حرکتی در داخل که بخواهد حرکتی برای آزادی داشته باشد

-         پای دوم: صدور تروریسم و اشاعه آن به کشورهای منظقه برای کشورگشایی ها.

-         بر همین پایه دوم هست که از ابتدایی که آلترناتیو مترقی شورای ملی مقاومت به عنوان تنها جایگزین واقعی این رژیم معرفی شد و مسعود رجوی هم بعنوان مسؤل شورا معرفی شد، از همان زمان رژیم سعی کرد با هر گونه توطئه و طرح تروریستی ابتدا سر این آلترناتیو را از بین ببرد و به کارهای تروریستی در فرانسه در سالهای ۶۵روی آورد و چون موفق نشد، شروع به وارد کردن ضربات تروریستی به بدنه آن کرد که از سال ۱۳۷۱در عراق شروع شد و آخرین آنهم موشک باران سال ۱۳۹۴بود که کمپ لیبرتی را به موشک بست که ۲۴نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق در این کمپ شهید شدند، البته رژیم ملاها میخواست ضربه کاری به بدنه بزند و با وجودیکه در حکومت عراق هم بشدت نفوذ کرده بود ولی زورش بیش از این نرسید.

-         دوم: شیطان سازی: از همان ابتدای انقلاب ضدسلطنتی که خمینی دشمن خودش را بخوبی شناخته بود، سعی کرد با انواع  و اقسام برچسبهای رذیلانه، نیروی مقابل خودش را به لحاظ اجتماعی و سیاسی بسوزاند و از بین ببرد ولی از آنجا که نیروی مقابل که سازمان مجاهدین خلق بود، مبرا از هر گونه برچسبی بود، بخوبی از عهده این کار هم برآمد، و با وجودیکه دستگاههای تبلیغاتی به تمام و کمال در اختیار خمینی و بعد هم اذنابش بود ولی نتوانست تأثیر چندانی بر اذهان مردم بگذارد.

-         شیوه دیگری که رژیم برای از بین بردن و یا خنثی سازی فعالیتهای آلترناتیو واقعی انجام داده و می دهد: الترناتیو سازیهای قلابی و یک شبه می باشد.

بعنوان مثال خانمی در لباس خبرنگاری یک شبه ره صدساله را می پیماید و بعد هم سر از رسانه های خارج از کشور در می‌آورد و سپس کمکهای ٢٣٠ هزار دلار از طريق BBG به او می شود و در بلندگوهای خارج کشور اگر کاری در قبال او صورت گرفته است تحت عنوان تجاوز، کاملا این موضوع برجسته می شود و درست در نقطه بزنگاه که قیام بالا گرفته بود و زنان بعنوان یکی از اصلی ترین نیروهای قیام پا به میدان گذاشته بودند، این خانم  در یک طرحي موازي و كارا ، توانست در يك پروسه زماني خواسته هاي برحق زنان را به أزادي يواشكي ، تقليل دهد . طرحي كه نيروي انفجاري زنان براي بدست آوردن حقوق بحقه شان را ، با در أوردن روسري در پستو خانه ها و كوچه ها نابود ميكرد  و توانست در حساس ترين لحظات قيام ،شعاربجنگ تا بجنگيم را تبديل به شعار برقص تا برقصيم بكند .

ممکن است عده ای فکر کنند منظور از طرح این موضوع ، تنها به چالش كشيدن رژيم مد نظر بوده و نه ابزاري براندازي رژيم !
که این یک فکر ساده در رابطه با رژیم می باشد.
رژيم طرح هاي خود زني قابل كنترل بسيار در آستين دارد . ( طرح هشتاد ،بيست – اپوزسيون سازي دانشجويي مثل تحكيم وحدت – افشاگري فساد هاي نجومي – و اين آخري جسد موميايي رضا شاه وشعار بسيجيهاي كنترل و هدايت شده به سمت مجلس : (رضاشاه روحت شاه) و یا ساختن یک شبه الترناتیو مجازی فرشگردها و بعد کنفرانسهای آنها در خارج از کشور، همه اینها نشان از طرحهایی هست که رژیم در آستین خودش برای خنثی سازی آلترناتیو واقعی است، الترناتیوی که نزدیک به ۴۰ دهه هست در یک جنگ مستمر با این دیکتاتوری مذهبی هست و نگرانی حکومت دیکتاتوری مذهبی هم از سوی همین الترناتیو می باشد.
و یا تظاهرات و شعارهای # رضاشاه روحت شاه که به گفته خود روزنامه های رژیم با حمایت نیروهای امنیتی رژیم در تهران و دیگر شهرستانها برگزار شد.
روزنامه جمهوری اسلامی درباره جناح سپاه می‌نویسد: «این جماعت آنقدر بی‌پروا شده‌اند که عده‌ای را با شعارهای بی‌سابقه رضا شاه روحت شاد و مرگ بر مفت‌خور، روانه مجلس می‌کنند و آنها نیز با مشایعت پلیس آزادانه مانور می‌دهند. این جماعت دقیقاً همان دسته و گروهی هستند که در نماز جمعه تهران و راهپیمایی‌ها حضور دارند و پایان تکبیرشان مرگ بر غارتگر بیت‌المال است. همه آنها را به‌خوبی می‌شناسند و ظاهراً ماموریت جدیدشان ریشه‌کنی دولت با سوءاستفاده از شرایط حاد اقتصادی است.» جمهوری اسلامی ۵ تیر ۹۷

پنجشنبه، دی ۲۰، ۱۳۹۷

سفر خاورمیانه ای مایک پمپئو برای فشار هرچه بیشتر بر جمهوری اسلامی

مایک پمپئو: دوره سکوت ما در قبال اقدامات ایران تمام شد؛ آمریکای دوران پرزیدنت ترامپ از آیت‌الله‌ها محافظت نمی‌کند

مایک پمپئو در دیدار از خاورمیانه
مایک پمپئو، وزیر خارجه ایالات متحده، در انتقاد از سیاست خارجی دولت قبل آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران گفت که آن دوران تمام شده است و آمریکای تحت مدیریت پرزیدنت ترامپ با اقدامات بی ثبات کننده جمهوری اسلامی ایران برخورد خواهد کرد.
مایک پمپئو عصر پنجشنبه به وقت محلی در دانشگاه آمریکایی قاهره گفت: «تردید و سکوت دولت وقت آمریکا در زمان انتخابات سال ۸۸ در ایران، باعث شد آیت‌الله‌ها آزادی را در ایران به بند بکشند.»
وی افزود: «پرزیدنت ترامپ به کوری آگاهانه ما در قبال اقدامات جمهوری اسلامی ایران پایان داد. ما به آن دوران پایان دادیم. ما اعلام کردیم که در کنار تلاش آزادی خواهی مردم ایران ایستاده ایم. آمریکای دوران پرزیدنت ترامپ می گوید که آمریکا نباید از آیت‌الله‌ها محافظت کند.»
وی افزود: «حمله شیمیایی اسد تقلید همان کاری بود که صدام علیه مردم کُرد انجام داده بود. ما آن زمان واکنشی نداشتیم.»

مایک پمپئو در مصاحبه در دانشگاه امریکایی قاهره- مصر
مایک پمپئو در مورد سوریه گفت: در سوریه ما همچنان به دیپلماسی اعتقاد داریم اما تلاش می کنیم تا آخرین چکمه های ایرانی از این کشور خارج شود.
آقای پمپئو با اشاره به توافق هسته ای دولت اوباما با جمهوری اسلامی ایران گفت: «آن توافق برای ما یک درس مهم داشت. وقتی با دشمن خودمان ایران توافق کردیم، افراط گرایی در منطقه افزایش یافت.»
وزیر خارجه آمریکا افزود: «دوره غفلت تمام شده است؛ دولت جدید سکوت نمی‌کند. بعد از حمله شیمیایی اسد، ما دو بار به سوریه حمله کردیم.»
او گفت: «ما دنبال کشورگشایی نیستیم. اما آیا جمهوری اسلامی ایران نیز همین‌طور است؟ ما برای نجات کویت رفتیم. ما در جنگ جهانی دوم به اروپایی ها کمک کردیم. در عراق هم به درخواست خودشان آنجا هستیم.»
مصاحبه مطبوعاتی مایک پمپئو در دانشگاه امریکایی در قاهره-مصر
مایک پمپئو وزیر خارجه امریکا 

مقابله با اقدامات ایران
آقای پمپئو در این سفر منطقه ای از هشت کشور دیدار می کند و برخورد با اقدامات بی ثبات کننده و تحریم ایران یکی از موضوعات مورد توجه او خواهد بود.
وزیر خارجه آمریکا بعد از اردن، عراق و مصر قرار است به عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، عمان، و کویت برود.
پیش از این نیز وزیر خارجه ایالات متحده در یک نشست خبری با همتای مصری خود، ضمن تاکید بر ادامه مقابله با ایران، گفت که آمریکا با فعالیت‌های جمهوری اسلامی در منطقه مقابله خواهد کرد.
وی افزود: «در این دیدار بر ضرورت مقابله با ایران و فعالیت های جمهوری اسلامی در منطقه تاکید شد
مایک پمپئو بعد از سفر به اردن و عراق، روز پنجشنبه ۲۰ دی در قاهره با رئیس جمهوری مصر دیدار و گفتگو کرد.
وزیر خارجه ایالات متحده در اردن و در یک کنفرانس خبری در پایتخت این کشور گفت که آمریکا و متحدانش در منطقه توافق کامل دارند که بزرگترین تهدیدهای خاورمیانه، داعش و جمهوری اسلامی هستند.
او افزود که طی روزهای آینده، فشارها بر ایران «دو برابر» خواهد شد.
آقای پمپئو روز سه‌‌شنبه ۱۸ دی ماه و در پاسخ به پرسش خبرنگاری در مورد وضعیت همکاری‌‌های آمریکا و متحدانش در مقابله با خطر جمهوری اسلامی گفت: «ائتلاف علیه جمهوری اسلامی ایران امروز همان قدر موثر و قوی است که پیش از این هم بوده است. امید من این است که همین طور هم ادامه پیدا کند. ما این جا بحث تاکتیک خاصی نداریم که بخواهد به عاملی برای تفاوت میان ما و متحدانمان محسوب شود. این یک توافق همگانی است که بزرگترین خطرها در خاورمیانه داعش، جمهوری اسلامی، و تلاش‌های انقلابی در منطقه است
وزیر خارجه ایالات متحده با اشاره به ایمن الصفدی، وزیر خارجه اردن گفت: «من این جا از جانب وزیر خارجه اردن سخن نمی‌گویم؛ ولی تفاهم کاملی بین ما در مورد منطقه و خطرهای اصلی که متوجه کشورها است وجود دارد. اعلام خبر خروج از نیروهای نظامی که پرزیدنت ترامپ اعلام کرد، هیچ تاثیری روی این تفاهم نمی‌گذارد. در روزها و هفته‌های آینده خواهید دید که تلاش‌هایمان در حوزه دیپلماتیک و دیگر حوزه‌ها را علیه ایران، دوبرابر خواهیم کرد تا به اهدافی که پیشتر در ماه مه سال آینده اعلام کردیم، برسیم تا ایران به رفتار مناسب و برازنده یک کشور متمدن عمل کند
اشاره آقای پمپئو به شروط ۱۲ گانه‌ای است که ایالات متحده در خرداد ماه و پیش از رسیدن به هرگونه توافق با ایران مطرح کرد. برخی از این شروط شامل توقف حمایت از تروریسم و خودداری از اقدامات مخرب در منطقه مانند حمایت از حزب‌الله لبنان و دخالت در کشورهای منطقه است.
دونالد ترامپ رییس جمهوری آمریکا چندی پیش اعلام کرد که نیروهای نظامی ایالات متحده از سوریه خارج خواهند شد. آقای پمپئو پیشتر هم تاکید کرده بود که آمریکا شاهد یک تغییر در تاکتیک است؛ ولی همه اهداف اصلی به قوت خود باقی مانده است.



آلترناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروی برانداز دارد؟- قسمت سوم

چرا مریم رجوی رئیس جمهور دوران انتقال
-         اول از همه باید به این سؤال پاسخ داد، اصلا چرا آلترناتیو و مقاومت علیه دیکتاتوری نیاز به عنصر رهبری کننده دارد؟
چون در زمانه ای هستیم که دیگر مبارزات بصورت فردی اصلا جواب ندارد، بدلیل اینکه سیستمهای جامعه و حکومتی آنقدر متکامل شده است که هر مقاومت فردی بسرعت سرکوب می شود، پس نیاز به یک حزب یا سازمان و یک تشکل منسجم می باشد.
 بقول لنین که گفت: برای خلقی به بند کشیده توسط دیکتاتوری، در سخت ترین شرایط، در نقاطی از تاریخ که افق پیروزی سیاه و کبود است، در دورانی که شرایط، در چنبره نیروهای تباهی هست و حتی باریکه ای از نور، برجاده پیروزی نمی تابد، رمز پیروزی و آزادی، داشتن سازمانی و تشکیلاتی پیشتاز و فولادین هست که با پرداخت قیمت و ایستادگی، ابرهای تیره را بشکافد و تابش نور آزادی را محقق کند.
سخنان لنین درمورد شرایط سخت مبارزه علیه دیکتاتوری و پاسخ مناسب به این ضرورت
سخنان لنین 

حالا این تشکیلات و سازمان که متشکل شده از نیروهای حرفه ای جان برکف، نیاز به عنصر رهبری کننده ذیصلاح دارد، تأکید میکنم «ذیصلاح»
رهبری ذیصلاح یعنی چه؟
رهبری ذیصلاح، رهبری هست که وقتی در مسیر مبارزه، انجام ضرورتی برای ادامه مبارزه فرا می رسد، یعنی فدا کردن، در انجام آن درنگ نمی کند.
پس عنصر مسؤلی که در لحظه ای که مبارزه و شرایط تیره و تار به نظر میرسد، با مایه گذاری ماگزیمم، صحنه را می چرخاند، تصمیم گرفتن در این شرایط البته بسیار سخت هست، آنقدر سخت که شاید تصورش هم ممکن نباشد، زمانهایی می رسد که برای ادامه ماندگاری و روشن ماندن چراغ مقاومت ولو به اندازه یک شمع باید از جان عزیزان و همرزمان گذشت، چون مسلم است که جان خودش برایش مهم نیست، در این سرفصلها عنصر پاکبازی میخواهد که از هر رگه آلوده ای پاک باشد، چون اول از همه، نیروهای مبارز  به حرف کسی می کنند که میدانند خودش اول مرد یا اول زن میدان هست، ثانیا در لحظه خطرناک و سرنوشت ساز حاضر است دقیقا همان چیزی را که به نفع مبارزه هست تصمیم بگیرد و عمل کند، از خراب شدن چهره و نام خودش و سازمانش در مایه گذاری برای ادامه مبارزه نمی ترسد، فکر امروز و حتی فردا را نمی کند، فکر ماندگاری قیام و سرنگونی را می کند،‌ چرا که میداند هر چه جمع و اندوخته شده است برای همین امر سرنگونی می باشد، پس اگر این اندوخته در لحظه لازم بکار نگیرد دیگر برای چه روزی نیازش خواهد شد؟
در نتیجه به دو دلیل نیاز به رهبری ذیصلاح می باشد:
یکم: مبارزه در برابر دیکتاتوری، آنهم از نوع فاشیسم مذهبی، نیاز به یک رهبری دارد که حاضر به ماگزیمم پرداخت بها برای لحظات خطیر باشد.
دوم: بدلیل نبودن آزادی و نبود انتخابات آزاد، در زمانی که دیکتاتوری حاکم هست، این رهبری بصورت اتوماتیک تا زمان رسیدن بهاران ازادی به خاک میهن مشروعیت می یابد.
در دورانی که سیاهی دیکتاتوری بر همه جا سایه گسترده است و امکان برگزاری ساده ترین میتنینگ ها نیست، در زمانی که همه نفسها در سینه ها حبس شده است و فقط عده ای تحت رهبری یک فرد ذیصلاح به مبارزه برخواسته اند، خودبخود آن رهبری مشروعیت پیدا می کند و البته این مشروعیت تا زمانی هست که حق توده مردم به آنها برگردانده شود و انتخابات آزاد میسر شود.
بهمین دلیل در دوران دیکتاتوری سیاه آخوندها در ایران که امکان برگزاری هیچگونه میتیتنگ و انتخاباتی نیست، همه چیز مشروعیت خودش را از مبارزه با این دیکتاتوری و میزان مایه گذاری برای مبارزه و سرنگونی این دیکتاتوری میگیرد، تا وقتی که امکان برگزاری انتخابات آزاد میسر شود.
جولیانی در دیدار با مریم رجوی رئیس جمهور دوران انتقال بعد از سرنگونی جمهوری اسلامی

مریم رجوی، رئیس جمهور موقت دوران انتقال بعد از سرنگونی دیکتاتوری جمهوری اسلامی

آلترناتیو و الزام داشتن شورا
چون آلترناتیو، یک تمامیت هست، یعنی تشکیل شده از کلیه احزاب و سازمانها و افرادی که دل در گرو آزادی میهن اسیر دارند، بهمین دلیل لازم هست و باید که شورایی داشته باشد، که در تلفیق با  نیروی اصلی تشکیل دهنده آن آلترناتیو باشند، یعنی شورایی که به نمایندگی از تمام اقشار و سازمانها و احزاب تشکیل شده است که دارای عقاید گوناگون هستند، که مقید به سرنگونی نظام دیکتاتوری دارند، یعنی حول یک شعار« سرنگونی» متمرکز شده اند.
این شورا هم مشروعیت خودش را از مبارزه بی وقفه ای که درگیر آن هست می گیرد، بهمین دلیل بر این شورا الزامی و اجباری هست که نه تنها شرایط شورای مقاومت را در دوران سرنگونی، بلکه بعد از سرنگونی را هم در نظر داشته باشد، چرا که تجربه انقلاب ضدسلطنتی به ما آموخت که « می دانستیم چه نمی خواهیم، ولی نمیدانستیم که چه بخواهیم» و این همان چیزی بود که خمینی روی ان سوار شد و دیکتاتوری مذهبی را که اصلا در ذهن هیچ فرد ایرانی نبود به قدرت رساند.
این شورا بدلیل مشروعیتی که دارد، در عین حال که سیاستهای مقاومت را در دوران مبارزه مشخص می کند، الزاما باید سیاستها و رهبری جامعه بعد از سرنگونی تا برقراری دمکراسی و انتخابات آزاد را هم مشخص کند.
در این نقطه هست که شورای ملی مقاومت به این ضرورت رسید که «رئیس جمهور دوران انتقال» را باید مشخص کند.
-         اولا ريیس جمهور: یعنی که حکومت بعدی الزاما جمهوری هست.
-         ثانیا  دوران انتقال : یعنی که تا تصویب قانون اساسی و انتخابات آزاد با این قید الزامی که برای شش ماه هست.
به همین دلیل بود که شورای ملی مقاومت در سال 1372 براساس ضرورت مبارزه و همچنین براساس مشروعیتی که از مبارزه بدست آورده است ريیس جمهور دوران انتقال را انتخاب کرد که مریم رجوی بود.
البته در گام اول اهمیت این مسؤلیت زیاد مشخص نبود ولی بمرور که از آن زمان تاکنون فاصله می گیریم، مشخص می شود که این انتخاب یک سلاح کارآمد استراتژیکی برای دوران سرنگونی بوده است، چرا که رئیس جمهور دوران انتقال که مریم رجوی هست،  د با انجام وظیفه و مسؤلیتش بخوبی نشان داده هست که در تمامی صحنه های سیاسی بین المللی و حتی داخلی، تعادل قوا را به نفع نیروهای انقلاب و آلترناتیو جهت داده است و در سخت ترین شرایط چگونه به فکر حفظ بدنه نیروهای برانداز و سرنگون کننده بوده است و بارها آنها را از قتل عامهایی که دشمن تدارک دیده بود، با همین فعالیتهای سیاسی خودش حفظ کرد تا نیروی سرنگون کننده برای ادامه مبارزه از تهدیدات و توطئه های دشمن برای انهدام کامل محفوظ بماند.

سه‌شنبه، دی ۱۸، ۱۳۹۷

آلترناتیو چیست و چه تفاوتی با نیروی برانداز دارد؟- قسمت دوم


اهمیت آلترناتیو در چیست؟

اهمیت آلترناتیو فقط برای بعد از سرنگونی نیست، بلکه در درجه اول اهمیت آن در دوران نبرد و فعالیت برای تغییر می باشد، چرا که در این زمان، همه نیروهای همگون و همبستگی خواه را زیر یک چتر فراهم میکند، تا با تمرکز نیرو، روی اصل سرنگونی متمرکز شده و تمام انرژیها را برای سرنگونی نظام دیکتاتوری سمت و سو بدهد.

و در همین طریق هست که بمرور صلاحیت و صلابت سیاسی، اجتماعی و تشکیلاتی خودش را نشان میدهد.

پس نکته مهم این هست که آلترناتیو در جریان عمل روزمره با دیکتاتوری ساخته می شود و نه در واپسین زمانی که چیزی به پایان حیات و سقوط دیکتاتوری نمانده است، یک چیزی مانند قارچ از زمین سر برآورد.

نکته مهم دیگر در مورد آلترناتیو این هست که با نبرد روزمره و پیگیر خودش، بطور مستمر نیروهای دیکتاتوری را به سمت شقه و تجزیه می برد. چرا که با موضعگیریهای سیاسی در سرفصلهای تاریخی، ابتدا باعث مردد شدن نیروهای دیکتاتور شده و به فراخور این نیروها، بمرور این کار به شقه در درون حکومت می کشد.

کما اینکه مقاومت ایران و شورای ملی مقاومت ایران  در چندین سرفصل نیروهای دیکتاتوری مذهبی در ایران را شقه کرد:

-         اولین انشقاق، تجزیه و کندن اولین رئیس جمهور خمینی، یعنی بنی صدر بود که از حکومت خمینی جدا کرد.

-         دومین شقه: زمانی بود که در نتیجه قتل عام ۶۷که بیش از سی هزار نفر از جوانانی که سالها در زندانهای سیاسی از سازمانهای مجاهدین خلق و یا سازمانهای مارکسیستی  بودند با حکم خمینی اعدام شدند و باعث اعتراض جانشین خمینی، یعنی آقای منتظری به خمینی شد که بعد هم خمینی مجبور شد او را  از جایگزینی خودش کنار بگذارد.

-         سومین شقه: در دو خرداد ۱۳۶۷، که با آمدن خاتمی در مقابل خامنه ای انجام شد  و اینهم البته بدلیل کارهایی بود که رئیس جمهور منتخب مقاومت و شورای ملی مقاومت یعنی مریم رجوی در اروپا انجام داده بود و رژیم دیکتاتوری جمهوری اسلامی در صحنه سیاست بین المللی به یکبار ایزوله شده بود و خامنه ای مجبور بود به خاتمی گردن بگذارد و همه پیامدهایی که این شقه برایش داشت را بپذیرد، تا خاتمی بتواند با بندو بستهایی که با دول استعماری میکند، شاید بتواند سر این مقاومت را ببرد.

و البته در این میان مقاومت کارهای عمده سرفصلی انجام داد که رژیم را چندبار مجبور به خوردن جام زهر کرده است:

-         یکبار با عملیات ارتش آزادیبخش، رژیم را مجبور کرد جام زهر را بخورد، همان جمله معروف خمینی که گفت: جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‌ام.

-         بار دیگر، افشا کردن طرح ساختن بمبهای اتمی توسط همین مقاومت و همین آلترناتیو بود که از سال ۱۳۸۲شروع شد با سلسله افشاگریهای مستمر بود که در نهایت باز هم رژیم مجبور شد که جام زهر اتمی را سربکشد و تن به دست کشیدن از بمب هسته ای  بدهد، همانکه نشانه قدرت منطقه ای بشمار میرفت حالا مجبور بود که بدلیل افشا شدن و بعد هم تحریمها، خودش با پای خودش سر میز مذاکره برود و همه را تسلیم کند.

-         و  در نهایت شقه کشیدن به آنجا کشید که در طول قیام ۱۰ ماه اخیر این شعار در درون مردم جوشید: « اصلاح طلب ، اصولگرا—دیگه تمومه ماجرا». یعنی هر راه حلی که از درون دیکتاتوری مذهبی ارئه شود، دیگر برای همیشه سوخته و از بین رفته است و نیروهای نظام دیکتاتوری با هر برچسبی که باشند، از دید مردم به یک چشم، یعنی همان نیروهای سرکوب کننده حکومتی نگاه می شود.

آلترناتیو چرا باید آنتی تز حکومت دیکتاتوری باشد؟


بدیهی است آلترناتیو سیاسی یک دیکتاتوری، مقدم بر هر چیز، بایستی به‌طور واقعی آنتی‌تز و نقطه مقابل ایدئولوژی و ارزشهای حاکم در اساسی‌ترین عناصر وجودی آن، یعنی ضد دیکتاتوری و ارتجاع مذهبی باشد. بنابراین نسخه بدلهایی که معمولاً محصول و دست‌ساز ارگانهای امنیتی و اطلاعاتی همین رژیم هستند و برای مغشوش کردن صحنه و منحرف کردن اذهان از آلترناتیو واقعی، وارد صحنه شده‌اند، محلی از اعراب ندارند و در هر فرصتی باید این آلترناتیوهای قلابی را افشا و رسوا کرد، چرا که به جز این ، باعث هرز رفتن و گمراه شدن نیروهای واقعی سرنگون کننده خواهد شد، در حالیکه دیکتاتوری جمهوری اسلامی، یک دیکتاتوری مذهبی هست که اساسا بر سرکوب زنان سرچشمه گرفته است، در نقطه مقابل آلترناتیو هم باید روی آزادی زنان سرمایه گذاری کند و بهمین دلیل هست که اکثریت اعضای شورای ملی مقاومت ایران از زنان تشکیل شده است و رهبری سازمان مجاهدین خلق هم در سطح مسؤل اولی، از سال ۱۳۶۸، همیشه یک زن بوده است و همچنین یک سوم نیروهای سازمان مجاهدین خلق از زنانی تشکیل شده است که به صورت حرفه ای و تمام وقت آنهم در سطح مسؤلین رده بالای این سازمان در حال انجام مسؤلیت هستند.
زنان در سطح مسؤلین بالای سازمان مجاهدین خلق ایران، در تیرانا آلبانی

یک سوم اعضا سازمان مجاهدین خلق از زنان تشکیل شده است

مریم رجوی بهمراه مسؤلین اول سازمان مجاهدین خلق ایران از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۹۷

مریم رجوی بهمراه چندتن از مسؤلین اول سازمان مجاهدین خلق ایران:
زهرا مریخی، زهره اخیانی، مژگان پارسایی، فهمیه اروانی، شهرزاد صدر، صدیقه حسینی، مهوش سپهری

چرا در حکومتهای دیکتاتوری، آلتـرناتیو واقعی به اجبار باید در بیرون از حکومت و سلطه حکومت شکل بگیرد؟
بدلیل اختناق کامل در حکومتهای دیکتاتوری و اینکه هر حرکتی ولو کوچکترین حرکت سرکوب می شود، در نتیجه به اجبار آلترناتیو واقعی که باید غیر از جنس حکومت باشد و بهمین دلیل باید در خارج از حیطه این حکومت شکل بگیرد، مانند دولت موقت ژنرال دوگل.
طبيعی است که در زير سايه سنگين حکومتی که قرار است برانداخته شود و به همين دليل روز به روز هارتر می شود ، هیچ آلترناتيوی شانس شکل گرفتن ندارد. تجربه تاريخی هم از همين واقعيت خبر می دهد. آلترناتيو برانداز تنها در بيرون از حوزه نفوذ حکومت استبدادی شکل می گيرد و از بیرون، مبارزات درون کشور را هدايت کرده و اسباب فروپاشی حکومت استبدادی را فراهم می سازد اين يک قاعده کلی و بديهی است و لذا، کسانی که معتقدند نمی توان با يک آلترناتيو بيرونی، حکومتی را که در درون مرزهای کشور بصورت فعال مايشاء عمل می کند برانداخت در واقع منکر يک اصل بديهی سياسی شده اند.
در عین حال آلترناتيوی که دور از دسترس حکومت استبدادی، در بيرون از حوزهء اقتدار آن، ساخته می‌شود،  اگر بدون داشتن ريشه‌های عميق در داخل کشور باشد، به سرعت به رو به متلاشی شدن می رود و به یک دور کر می افتد که در نهایت هم ناامید از سرنگونی، یا راه زندگی در اروپا و امریکا را بر می گزیند و یا به سلطه دیکتاتوری تن می دهد و به زیر چتر و قبای او می خزد.
 این مشابه همان وضعی که خیلی از تشکلات به اصطلاح سیاسی با بیرون آمدن از خاک میهن به آن دچار شدند.

Twitter Delicious Facebook Digg Stumbleupon Favorites More

 
Design by Free WordPress Themes | Bloggerized by Lasantha - Premium Blogger Themes | coupon codes